به طوع و رغبت از آن امر استعفا فرمود به مزيد تقرب و نيابت مرتبهء جاه و جلالش بيفزود چنانچه اين معانى نزد اقاصى و ادانى سمت ظهور دارد و احتياج به آن نيست كه قلم دو زبان بر سبيل تفصيل ، خصوصيات آن را بر لوح بيان نگارد . برادر خجسته اثرش
خواجه نظام الدين يحيى
نيز به جودت طبع و سرعت فهم موصوف است و به وفور اصناف فضايل مثل خط خوب و انشاى مرغوب و نظم شعر و معما معروف . انوار رشد و نجابت از ناصيهء ميمونش لامع و آثار جلالت و بزرگى از جبين مبينش لايح . اين معماى بلاغت انتما به اسم امان داخل منظومات اوست ،
بيت
چگونه نام برد دل ز حال مشكل ما * كه از بتان شده بىنام و بىنشان دل ما
[ اين مطلع نيز زادهء طبع اوست ،
شعر
باز در دل تخم مهر گلعذارى كاشتم * گرچه جز غم برنخواهد داد بارى كاشتم ] « 1 »
مولانا عبد اللّه جامى
در سلك اعاظم شعراى زمان و مشاهير فضلاى دوران انتظام دارد و اكثر اوقات شريف را به نظم مثنويات لطافت آيات مصروف مىنمايد . [ خمسه را تتبع نموده و الحق در آن معانى رنگين و اشعار سليس بر لوح بيان نگاشته . از جملهء منظوماتش « ليلى و مجنون » و « خسرو و شيرين » به غايت مشهور است و ابيات فصاحت صفات آن دو نسخهء گرامى بر السنه و افواه مذكور .
خواجه آصفى
به صفاى ذهن سليم و ذكاى طبع مستقيم از ساير شعراى روزگار و فضلاى رفيع مقدار ممتاز و مستثنى است و مدتها در سلك مخصوصان ملازمان عالىحضرت خداوندى منتظم بود و در ظل تربيت و عاطفت ايشان به فراغت و رفاهيت تمام مىغنود ، و در اين اوقات در قبة الاسلام بلخ به ملازمت شاهزادهء عالميان ميرزا بديع الزمان قيام
هامش
( 1 ) . فقط در نش .