تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
كس به هرات فرستاد و از عالىجناب مقرب الحضرة السلطانى طبيب طلبيد جناب حكمت مآبى حسب الحكم به طريق سمرقند توجه نمود و بعد از آن كه از آن سفر دوستكام بازآمد به مزيد عنايت و نوازش اختصاص يافته روز به روز پايهء قدر و منزلتش بالا گرفت و ساعت به ساعت كوكب بخت و طالعش سمت استعلا پذيرفت تا كار به جائى رسيد كه منظور نظر التفات صاحب‌قران پسنديده صفات شد و در حرم نيز درآمده محرم اسرار صغار و كبار گشت و الى يومنا هذا در اوج جاه و جلال است و اكثر اوقات را در ملازمت عالى حضرت خداوندى مىگذراند .

مولانا شمس الدين محمد لكران « 1 »

مدت مديد و عهد بعيد است كه نسبت به امير صاحب تأييد ، طريق اخلاص و ملازمت مسلوك مىدارد و در سايهء عنايت و مرحمت بى غايتش به‌سر مىبرد . و آن جناب اكثر متداولات را مطالعه نموده همواره در سلك امراى عظام و فضلاى كرام منتظم بوده و حالا بر مسند شيخى خانقاه اخلاصيه متمكن است [ و بىشائبهء تكلف در تمشيت آن مهم يد بيضا مىنمايد و اين معما به اسم شهاب ، زادهء طبع لطيف اوست ، بيت
لب نهان داد به ما آن صنم حورلقا * گفت لعلى است نهان‌دار و كسى را منما ] « 2 »

مولانا [ كمال الدين ] « 3 » شاه حسين كامى

جمال حالش به كمال فضيلت و دانش آراسته است و از شوايب اصناف عيب و منقصت پيراسته است . در مبادى سن رشد و تميز به وسيلهء مولانا شمس الدين محمد بدخشى به ملازمت خداوندى رسيد و به واسطهء صفاى طبع و ذكاى ذهن ، منظور نظر عنايت و التفات گرديد و الى يومنا هذا در سلك مخصوصان آن حضرت انتظام دارد و در اين اوقات به منصب شيخى پير مجرد ابو الوليد احمد مشرف گشته همواره همت بر ضيافت صادر و وارد مىگمارد ، [ و اين مطلع از جملهء اشعار لطافت شعار اوست ، بيت
چه سان بود شب غم روز من چنان باشد * مرا كه روز چنين است شب چه سان باشد
هامش
( 1 ) . در صو و گا : « تكران » . ( 2 و 3 ) . فقط در نش .
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 234 | مير هاشم محدث / غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )