تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
قرب صد طالب علم معين فرمود و مقرر كرد كه جهت ايشان مأكول و ملبوس و الاغ و ساير ما يحتاج مرتب داشتند تا دايم ملازم باشند و به افاده و استفاده قيام و اقدام نمايند . روايت است كه آن پادشاه عالى جاه از كمال محبت و اخلاص كه با اهل بيت حضرت رسالت‌پناهى صلى اللّه عليه و آله و سلم داشت حكم فرمود تا اسامى حضرات ائمهء اثنى عشر را در تنگجات « 1 » نقش كنند . و او اول پادشاهى است كه زر دوازه امامى مضروب گردانيد و خطبه را به اسامى سامى ائمهء اثنى عشر زيب و زينت بخشيد . و از وزراى اولجايتو سلطان ، خواجه رشيد طبيب كه مصنف « جامع التواريخ » رشيدى و كتاب « توضيحات » است در رعايت اهل علم و فضل به قدر مقدور كوشيده جهت سكناى ايشان در ولايت عراق و آذربيجان بقاع خير بنا نهاد و مواضع و مزارع وقف آن كرد و هنوز آثار خيرات آن خواجهء بزرگوار در آن ولايت باقى و پايدار است . همچنين خواجه على شاه جيلانى كه در امر وزارت با خواجه رشيد شريك بود در ايام دولت سلطان محمد خدابنده ابنيهء رفيعه از مساجد و مدارس و خوانق و اربطه عمارت نمود و مستغلات خوب و مزارع مرغوب وقف فرمود .

سلطان ابو سعيد بهادر خان

پادشاه عظيم الشان و اعدل اولاد هلاگو خان بود و بعد از او از چنگيز خانيان هيچكس به استقلال وى در ايران حكومت نكرد . نقل است كه سلطان ابو سعيد بهادر خان را در ايام جوانى تعلقى و تعشقى نسبت به بغداد خاتون بنت امير چوپان پيدا شد چنانچه قافلهء صبر و قرار به يك بار رخت از سراچهء دل پادشاه بربست و اين ابيات از خاتمهء غزلى است كه در آن اوان انشاء فرموده :
بيا به مصر دلم تا دمشق جان بينى * كه آرزوى دلم در هواى بغداد است
و بعد از قتل امير چوپان ، سلطان ابو سعيد بهادر خان ، بغداد خاتون را از حبالهء امير شيخ حسن كه شوهرش بود بيرون آورده عقد كرد و كيفيت اين واقعه در كتب تواريخ مشروح و مسطور است . و در ايام دولتش خواجه غياث الدين محمد بن خواجه رشيد كه به منصب وزارت رسيد در باب عمارت و زراعت و آبادانى و معمورى شهر و ولايت به مرتبه‌اى سعى و اهتمام فرمود كه مزيدى بدان متصور نبود . و در خطهء تبريز مدرسه‌اى در غايت رفعت و
هامش
( 1 ) . يعنى بر مسكوكات ( ن ) .
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 161 | مير هاشم محدث / غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )