استفسار اين معنى نداشتم تا روزى كه در غيبت مولوى ، غازان خان سخنى در غايت دقت بر زبان گذرانيده فرمود كه اين مسألهاى است كه فهم هركس به كنه آن نرسد زيرا كه عموم خلايق در خزانهء اسرار سلاطين راه نيابند بلكه خواص اصحاب اختصاص ، پى بدان منزل شريف برند و عوام از دور ، در و ديوار آن نگرند مانند هبة اللّه كه او را آن مرتبه نيست كه خود را به درون خانه رساند لاجرم هرچه در بيرون آن خانه باشد داند . من كه اين سخن از خان زمن شنيدم فرصت يافته به عرض رسانيدم كه چون اين معنى بر ضمير نورانى ايلخانى واضح است جهت چيست كه شيخ هبة اللّه را اين مقدار تعظيم مىنمائيد و به صحبت او ميل و رغبت مىفرمائيد ؟ غازان خان جواب داد كه ما حكم فولاد داريم و اين مردم حكم سنگ فسان « 1 » ! و فولاد اگرچه از سنگ فسان صلبتر مىنمايد اما فسان در حدت و جوهرش مىافزايد . بر اين قياس هرچند مرآت خاطر خطير ما عكسپذير صورى گردد كه انوار آن هرگز در فضاى ضمير مولانا هبة اللّه پرتو نيفكند ليكن به سبب مصاحبت او طبع ما را حدت و صفا بيشتر از پيشتر شود .
ايضا از سخنان آن پادشاه نكتهدان است كه بهترين صفات برايا خصوصا سالكان مسالك سرورى تخلق به اخلاق الهى است و شيوهء ستودهء بذل وجود از جملهء اخلاق حضرت معبود است پس مناسب آن است كه پادشاهان در سخاوت و احسان كوشند اما بايد كه طريق اعتدال مرعى دارند و از اسراف اجتناب شمارند تا پيوسته بر بخشش قدرت داشته باشند نه آنكه روزى چند هرچه به دست افتد ببخشند و چندگاه ديگر نه وجه انعام بيابند و نه ما يحتاج طعام .
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ
. « 2 »
و نيز فرمود كه پادشاه بايد كه به سان آفتاب تابان ، انوار جود و احسان به تمامى طبقات انسان رساند و هيچكس را از موائد لطف و عطيهء خويش محروم و بىنصيب نگرداند . و بخشش سلاطين بايد همچو آب چاه و چشمه باشد كه چندان كه از آن برگيرند ديگر برجوشد و نقصان در آن پديد نيايد و اين معنى ميسر نشود مگر به تعمير ملك و عدل و سياست . پس لايق آنكه از طريقهء مرضيهء عدالت ، تجاوز جايز نداريم و در جميع امور ، شرايط اعتدال بهجاى آريم و از هرچه به دست افتد چيزى به اصحاب استحقاق دهيم نه آنكه زر و جامه بر زبر هم نهيم . و بدانيد كه خاصيت مال آن است كه چون اندك سرمايهاى باشد زود چيزى اضافه آن گردد مثال مرغى كه صيادان آن را
هامش
( 1 ) . سنگ آتشزنه ، سنگ چخماق .
( 2 ) . قرآن كريم ، سوره اسراء ، آيهء 29 .