روشن نمايند [ و حلاوه و اطعمه پخته به مجاوران و مسافران پخش كنند و در خانقاه هر بامداد و شبانگاه فقرا و مساكين را آش دهند و در ماهى دو نوبت متصوفه و خوانندگان جمع آمده خوانندگى و سماع كنند و در آن روز جهت ايشان اطعمه و حلاوه بپزند . و فرمود كه براى مرمت آلات و ادوات رصدخانه و اشربه و اغذيه و ادويه و ساير ما يحتاج دار الشفاء و اصلاح و مرمت كتبى كه در كتابخانه باشد و خرج احياى نسخ بيت القانون و اخراجات حوضخانه و حمام السبيل آنچه ضرورت شود سال به سال و ماه به ماه متولى و عملهء اوقاف سامان نمايند و چند شرط ديگر ضميمهء شروط مذكوره فرمود :
اول آنكه هر جماعت كه افضل و اكمل عصر باشند در بقاع مذكوره صاحب منصب بوده متوطن گردند و بىضرورت شرعى غيبت ننمايند .
ديگر آنكه بعد از فوت واقف هركس از امراء و اشراف و ترك و تازيك او را زيارت نمايد خدام مقبره آن كس را به كوشك عاليه كه نزديك بقعهء مذكوره بود برده از حاصل موقوفات ضيافت نمايند .
و ديگر هر سال در روزى كه واقف وفات يافته باشد آشى بزرگ ترتيب نموده علماء و اعيان تبريز و مجاوران بقاع مذكوره و ارباب استحقاق را مجتمع گردانند تا ختم قرآن نمايند .
ديگر آنكه پنج نفر معلم و پنج معيد تعيين فرموده كه در مكتب نشسته پيوسته صد نفر كودك يتيم را قرآن ياد دهند و وجه معيشت معلم و متعلمان را از اوقاف و اصل گردانند .
و مقرر كرد كه هر كودكى كه قرآن تمام كند چه مبلغ به معلم هديه دهند و چه مبلغ خرج ختان او نمايند . و فرمود كه جهت مكتبخانه هر سال صد مصحف مجدد بخرند و پنج ضعيفه را جهت غمخوارگى صبيان مواجب دهند .
ديگر آنكه هر سال دو هزار پوستين از پوست گوسفند خريده به مستحقان رسانند .
ديگر آنكه اطفالى را كه بعضى از ضعفاء بر درهاى بقاع و سرهاى راه مىاندازند بردارند و دايه به اجرت گيرند كه تعهد حال ايشان نمايد و ساير ما يحتاج طفل را تا وقت وصول به سن رشد و تميز سرانجام كنند ] . « 1 »
و ديگر هر غريبى كه در تبريز بميرد و از وى چيزى نماند تجهيز و تكفين نمايند .
ديگر آنكه در سالى شش ماه كه هوا سرد باشد چند خروار گندم و ارزن بر بام بقاع مذكوره ريزند تا طيور برچينند و هيچكس آن مرغان را نگيرد و هر كس قصد نمايد به
هامش
( 1 ) . فقط مس .