به هر حال ، در ارتباط با اين ماجرا ، خداوند متعال دو حكم دربارهء آدم صادر فرمود :
حكم اوّل : هبوط و بيرون شدن از باغ بهشت و استقرار يافتن بر روى زمين و آغاز كردن زندگى پردردسر و دشوارى بر روى زمين ؛ اين حكم لازم و حتمى بود و نتيجهء خوردن از ميوهء آن درخت نهى شده بود . با خوردن ميوهء آن درخت ، عورتهاى آدم و حوّا آشكار شده بود ، و اين وضعيت با زندگى در بهشت تناسبى نداشت ، بلكه متناسب با زندگانى زمينى بود .
از اين رو ، خداوند با آن كه آن دو را عفو فرمود ، از باغ بهشت اخراجشان كرد ، و اگر نه اين بود كه ديگر وضعيّتشان با زندگى در بهشت نمىساخت ، مقتضاى عفو الهى ، ماندن آدم و حوّا در باغ بهشت بود .
حكم دوم : اكرام آدم به واسطهء توبه ؛ كه خداوند متعال به واسطهء توبهء آدم ، زندگى زمينى را كه طبيعتش رنج و بدبختى بود ، پاك و پاكيزه گردانيد ، و به واسطهء آن توبه ، هدايت به سوى عبوديّت حقيقى براى آدم و حوّا تدارك گرديد ، و زندگى انسان از يك زندگى زمينى و يك زندگى آسمانى تركيب و تلفيق يافت . « 1 »
فرود آمدن آدم بر زمين ، هر چند توأم با ظلم به نفس و بدبختى بود ؛ امّا ، آدم با اين فرود آمدن بر زمين ، به درجه و مرتبهاى از سعادت رسيد و به منزلتى از كمال دست يافت كه اگر بر زمين فرود نيامده بود ، به آن مرتبت و منزلت دست نمىيافت . همچنين ، اگر بدون خطا و گناه ، بر زمين فرود مىآمد ، به آن درجات و مراتب كمال نمىرسيد .
برداشت دوم :
از آن استاد شهيد ما آيت الله صدر قدّس سرّه است . ايشان خاطر نشان ساختهاند كه خداوند سبحان براى آدم كه نماينده تمامى نژادها و جنس بشر بود ، مقرّر فرمود كه از يك دوران شيرخوارگى كه هر كودكى از اين دوران مىگذرد ، گذر كند ، تا زندگى كردن را بياموزد و تجارب زندگانى را بيش از پيش بيندوزد . بنابراين ، اين باغ بهشت به منظور تربيت احساس اخلاقى در وجود انسان و احساس مسؤوليّت و ريشهدار كردن آن در وجود آدمى از طريق آزمودن او به واسطهء تكاليف و دستوراتى كه به او از طريق وحى مىفهماند ، پديد آمده بود .
نهى از خوردن ميوهء آن درخت نيز ، نخستين تكليفى بود كه به اين خليفه ابلاغ مىشد ، تا خوددارى و حراست تمايلات و شهوات خويش را تمرين كند و ياد بگيرد ، و به اين وسيله
هامش
( 1 ) همان مأخذ