بعضى از مفسّرين ، در راستاى اين انديشه كه اين داستان در قرآن تنها به منظور تربيت و تمثيل آمده است و مصداقهاى مادّى مفردات آيات و معانى آنها مراد نيستند ، چنين خاطر نشان ساختهاند كه سجده خواسته شده از فرشتگان ، عبارت از تسليم و فرمانبردارى اين نيروهاى تشكّل يافته در وجود فرشتگان در برابر انسان بوده است . به عبارت ديگر ، معناى اين گزارش قرآنى آن خواهد بود كه خداوند متعال در شخصيّت اين انسان و طبيعت او ، آن چنان توانمنديها و موهبتهايى را قرار داده است كه خود به خود اين نيروهاى غيبى تسليم و تحت تأثير نيرو و ارادهء انسان قرار مىگيرند :
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا ؛ تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا . . .
« 1 » .
همچنين ، اين سجده مىتواند سجود حقيقى باشد ، به گونهاى كه با فرشتگان تناسب داشته باشد ؛ و اين كه از فرشتگان خواسته شده است كه بر آدم سجده برند ، به خاطر آن بوده است كه با اين سجده ، تسليم يا ستايش خود را در برابر اين آفريدهء ممتاز و بىسابقهء خداوند متعال نشان بدهند ؛ تنها آفريدهء الهى كه خداوند از روح خويش در وجود او دميده ، و به او علم و اراده و قدرت بر تكامل و صعود به درجات عاليهء كمال عنايت فرموده است .
مىتوان گفت اين معناى دوم ، ظاهر عبارات و آيات قرآنى پيرامون اين موضوع است ؛ زيرا ، ملاحظه مىكنيم كه خوددارى ابليس از سجده تنها به موجب استكبار بوده است ، و خواسته است نشان بدهد كه برترى اين آفريدهء جديد را بر خويشتن نمىپذيرد . و در مقام تفسير و توجيه سجده نكردن بر آدم چنين توضيح مىدهد كه :
. . . أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ ؛ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ
« 2 » .
همچنين ، قرآن كريم اشاره دارد به اين كه انسان شايستهء مخلص ، از حوزهء اقتدار و نيرنگ ابليس بيرون است ، و به همين جهت ، بر اين نيروى شيطانى تسلّط دارد :
قالَ : فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ . إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
« 3 » .
هامش
( 1 ) فصّلت / 30
( 2 ) اعراف / 12
( 3 ) ص / 82 و 83