تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
اين سؤال از يك ذهنيّت پيشين ناشى مىگردد ، مبنى بر اين كه سجده به خودى خود عبادت است ، و عبادت غير خدا شرك است و حرام . مطابق اين ذهنيّت ، افعال عبادى به دو قسم تقسيم مىشوند : قسم اوّل از افعال عبادى ، آن افعالى هستند كه قوامشان به نيّت است و قصد قربت ؛ مانند انفاق ( زكات و خمس ) يا طواف بيت اللّه الحرام ، يا جهاد ، و غيره . اين كارها اگر نيّت قربت و طلب خشنودى خداوند متعال در آنها وجود داشته باشد ، عبادت خداوند متعال خواهند بود ، و بدون آن نيّت و قصد قربت ، عبادت نخواهند بود ، و به عبارت ديگر تشخيص حقيقت آنها تابع نيّت آنهاست . قسم دوم از افعال عبادى ، آن افعالى هستند كه ذاتا و به خودى خود عبادت‌اند ؛ از جمله سجده ؛ و بنابراين ، سجده براى غير خدا حرام است ؛ زيرا ، دقيقا عبادت غير خداست . امّا ، اين انديشه درست نيست . زيرا ، سجده از قبيل آن افعالى عبادى نوع اوّل است كه عبادى بودن آن با قصد و نيّت شكل مىگيرد ؛ و گر نه ، گاه براى مسخره و استهزاست ، و گاه براى محض تعظيم و تكريم ، و تنها در صورتى عبادت خواهد بود كه به نيّت عبادت و پرستش انجام پذيرد . به همين جهت ، در قرآن كريم در بعضى موارد مشاهده مىكنيم كه سجده تعبير و نشانه‌اى از تعظيم و تكريم ديده شده ؛ چنان كه در داستان برادران يوسف آمده است ، خداوند متعال مىفرمايد :
وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً ، وَ قالَ : يا أَبَتِ ، هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا . . .
« 1 » . در عين حال ، فلسفهء آن كه سجده براى غير خدا را حرام كرده‌اند ، به خاطر آن است كه سجده نوعا در ارتباط با عبادت به كار مىرود ، و خواسته‌اند كه انسان مسلمان از هر آنچه كوچكترين ايهام به عبادت غير خداى متعال داشته باشد ، منزّه و پيراسته باشد . و گر نه ، هر گاه سجده براى تعظيم و تكريم كسى بوده باشد ، نه عبادت ؛ و به فرمان خداوند متعال نيز باشد ، نه تنها حرام نخواهد بود ، بلكه واجب خواهد بود . امّا ، اين سؤال همچنان باقى مىماند كه اين سجده چه معنا داشت ؟
هامش
( 1 ) يوسف / 100