فراز شريف قرآنى مىخوانيم :
. . . فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 1 » . اين هدايت عبارت است از رسالتهاى الهى راهنما كه به دنبال تعليم آدم مطرح شده است .
امّا ، اگر مفروض بگيريم كه انگيزه و باعث طرح سؤال از سوى فرشتگان ، همان اراده و اختيار انسان - به تنهايى - بوده است ؛ چنان كه استاد شهيد ما آيت الله صدر قدّس سرّه پذيرفتهاند ؛ بيان امتياز آدم به واسطهء علم و معرفت ، پاسخ سؤال خواهد بود ، و آن خوف و هراسهايى را كه فرشتگان مطرح مىكردند ، تخفيف خواهد داد . زيرا اين دانش و شناخت ، انسان را به سوى خداوند متعال هدايت مىكند ، و انسان با فطرت و سرشت توحيدى خويش مىتواند در طريق تكامل سير كند .
از سوى ديگر ، علّامهء طباطبايى قدّس سرّه اتّصال و انتصاب به زمين ، و برخورد منافع و مصالح انسانها را موجب و مورث فساد دانستهاند ، كه علم به اسماء راه و روشى ببراى دور شدن انسان از اين مخاطرات خواهد بود ، بويژه آن كه اسماء در نظر ايشان موجودات عاقل و زنده هستند .
در نكتهء سوم ، شيخ محمّد عبده مفروض مىگيرد كه ، علم و دانش است كه انسان را سزاوار خلافت مىگرداند ، و اين علم داراى دو جنبه است :
يك جنبه از اين دانش انسان ، علوم طبيعى است كه انسان مىتواند از طريق تحقيق و تجربه آنها را به دست بياورد ، و به واسطهء همين جنبه از دانش است كه انسان بر اين جهان مادّى كه در آن زندگى مىكند ، سلطه و سيطره مىيابد ؛ چنان كه در تاريخ بشر ، و بويژه در عصر حاضر ، مشاهده مىكنيم .
جنبهء ديگر دانش انسان ، عبارت است از علوم الهى كه از طريق شريعتهاى آسمانى فرود مىآيد ، و انسان از طريق آنها مىتواند راه خود را به سوى كمالات الهى پيدا كند ، و مصالح و مفاسد و خوب و بد خويش را تشخيص دهد .
اين انديشه ، با اطلاق كلمهء « علم » كه در آيهء شريفه بدون هيچ قيدى آمده است همخوانى دارد . و نيز با اين فرضيّه كه جواب خداوند به فرشتگان ، تفسيرى براى خليفه گردانيدن انسان
هامش
( 1 ) بقره / 38