تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
آن گاه ، همان گونه كه خداوند متعال اين مواهب اختصاصى را به او بخشيده ، احكام و شرايعى نيز به او فرا داده است كه در آنها اخلاق و اعمال او را محدود گردانيده ، و به گونه‌اى است كه در عين حال ، آن احكام و شرايع او را در جهت رسيدن به كمال مساعدت مىكند ؛ زيرا ، احكام الهى و شرايع آسمانى مرشد عقل‌اند كه عقل خود آن همه مزايا را داشت . با همهء اينهاست كه انسان سزاوار جانشينى و نمايندگى خداوند در روى زمين مىگردد ، و در روى زمين آفريدگان نوين مىآفريند . چنان كه در عصر حاضر آثار اين خلافت را مشاهده مىكنيم كه چگونه انسان جهان آفرينش را دچار تغيير و تحوّل گردانيده و بر همهء آفريدگان سيطره يافته ، و در جهان طبيعت همه گونه تصرّف مىكند . هنگامى كه خداوند در فطرت آدم دانش همهء اشياء را بدون محدوديّت به وديعت سپرد ، همهء اشياء را بر فرشتگان نيز عرضه كرد ، و همان اطّلاع اجمالى را كه از همهء اشياء به انسان داده بود ، به آنان نيز داد ، و آن گاه از آنان ، باز شناسى اشياء ، و معرّفى آنها را باز خواست و فرشتگان كارى جز اين نمىتوانستند بكنند كه تسليم و خضوع و عجز و اعتراف خويش را ابراز دارند . در آن هنگام ، خداوند به آدم فرمان داد كه همگى اشياء جهان را معرّفى كند و چنان كرد ؛ و اينها همه براى آن بود كه حقيقت امر را با روشن‌ترين صورت و شكل ممكن براى آنان مكشوف گردد . گزارش دوم : گزارش ديگرى است از همين نظريّه ، كه علّامهء طباطبايى قدّس سرّه ارائه كرده‌اند ، و در بعضى جهات ، با گزارش پيشين تفاوت دارد . ما به يادآورى جنبه‌هاى متفاوت گزارش ايشان با گزارش پيشين ، كه پيش از اين به برخى از آن تفاوتها اشاره كرده‌ايم ، اكتفا مىكنيم : مورد اوّل ، اين است كه به بيان اين گزارش ، خليفهء خدا موجودى است مادّى ، تركيب يافته از قواى غضبيّه و شهويّه ، و دار دنيا دار تزاحم است و برخورد ، و از هر جهت محدود ، و درگيريها و گرفتاريها در آن بسيار است . زندگى در چنين شرايطى ، جز با برقرارى روابط اجتماعى ، و تصادمها و تضادّهايى كه ميان مصلحتها و تمايلات وجود دارد ، امكان ندارد ؛ و همين طبيعت زندگى اين جهان است كه كار را به تباهى و فساد و خونريزى مىكشاند . مورد دوم ، اين است كه ، علّت شگفتى فراوان فرشتگان اين بود كه منظور از جعل خليفه