تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
پيش‌گويى فرشتگان را پيرامون فسادانگيزى و خونريزى ، به اين مسئله مربوط نمىگرداند ، سوى ديگر مطلب را مورد تأكيد قرار مىدهد كه نقش عمده‌اى در فساد و خونريزى دارد ، و آن عبارت است از ارادهء مطلق و شناخت ناقص و نارسا ، كه اگر اين ارادهء بشر و اين نقص و نارسايى در علم بشر نبود ، خونريزى و تباهى نيز نمىبود . بر اين پايه ، مىتوانيم هر دو سوى مطلب را در داورى فرشتگان راجع به سرانجام كار اين خليفه مؤثّر بدانيم . در نكتهء دوم ، ملاحظه مىكنيم شيخ محمّد عبده در صدد آن است كه يادآور شود ، موجب سؤال فرشتگان چنين بود كه اين مخلوق داراى ارادهء مطلق و علم ناقص ، ناگزير ، در روى زمين فسادها خواهد كرد و خونها خواهد ريخت ؛ بنابراين ، خليفه گردانيدن چنين موجودى ، با اين پيامدها كه خواهد داشت ، وجهى ندارد . امّا ، علّامهء طباطبايى در پى آنند كه يادآور شوند ، پايه و مايهء اين سؤال فرشتگان آن است كه اين خليفه نخواهد توانست مستخلف ، يعنى خداوند سبحان را ( تسبيح و در نتيجه ) حكايت كند ؛ بر خلاف فرشتگان ، كه مىتوانند از طريق تسبيح و تحميدشان ، حكايتى از مستخلف داشته باشند . درباره اين نكته ، مىتوان گفت ، حق به جانب علّامهء طباطبايى قدّس سرّه است ؛ با اين توضيح كه تفسير خداوند از اين خلافت ، از طريق بيان امتياز اين خليفه از نظر علم بوده است ، چنان كه از آيه فهميده مىشود ، و شيخ محمّد عبده خود نيز به آن اشاره كرده است ؛ در صورتى كه اين تفسير آسمانى از مسئله ، با نكته‌اى كه شيخ محمّد عبده آورده است همخوانى ندارد ؛ زيرا ، در اصل انگيزهء طرح سؤال ، وجود علم ناقص را در كنار ارادهء انسان مفروض گرفته است . از سوى ديگر ، اين علم ، به گونه‌اى كه شيخ محمّد عبده آورده است ، كه به هر حال علم ناقصى خواهد بود ، چگونه مىتواند پاسخ اين پرسش باشد ؟ آرى ، اگر مفروض بگيريم كه آن علمى كه خداوند متعال به آدم تعليم فرمود ، رسالتهاى الهى بود كه به سوى صلاح و رشاد و حقّ و كمال هدايت مىكند ، چنان كه شيخ محمّد عبده در نكتهء سوم به آن اشاره كرده است ؛ در اين صورت ، مىتواند پاسخ پرسش فرشتگان بوده باشد . زيرا ، چنين دانشى مىتواند آن اراده و اختيارى را كه موجب آن نگرانيها و وحشتها شده بود ، مرتفع گرداند . البتّه ، چنين معنايى خلاف ظاهر كلام است ؛ چنان كه در ذيل اين