تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
سخن از عملكردهاى محدود فرشتگان است . حاصل مشاهدات و تجربيّات ( ظاهرى و حسى ) « 1 » ما از اوضاع و احوال جانوران و گياهان و جمادات ، اين است كه بعضى از آنها نه علمى دارند و نه عملى ، مانند جمادات . بعضى كار معيّنى انجام مىدهند كه جان و كيان وجودشان در گرو آن است ، بدون آن كه علم و اراده‌اى داشته باشند . و به فرض آن كه علم و اراده‌اى هم داشته باشند ، بىاثر خواهد بود . در هر حال ، عمل آنان نمىتوانست بيانگر حكمتهاى خداوندى و سنّت او در ميان خلق جهان ، يا وسيله‌اى براى بيان و اجراى احكام الهى بوده باشد . هر موجود زنده‌اى از موجودات محسوس و يا غيبى ، به جز انسان ، استعدادى محدود دارد و دانش الهامى يا غريزى او محدود است ، و هر موجودى كه چنين باشد ، شايستهء آن نيست كه نماينده و جانشين وظيفهء خداوندى باشد كه علم و اراده‌اش به هيچ حدّى محدود نيست . امّا ، انسان ؛ خداوند انسان را ناتوان و نادان آفريده است . با اين همه ، با وجود ناتوانى و نادانى ، موجودات نيرومند و توانمند جهان را تحت تصرّف خويش در مىآورد ، و تمامى نامها را به موجب قدرتى كه خداوند بر نشو و نما و تحوّل تدريجى در احساس و مشاعر و ادراك انسان نهاده است ، مىداند . در نتيجه ، انسان بر همهء اين كائنات سلطه دارد ؛ ابتدا آنها را مسخّر خود مىگرداند ، و سپس رام خويش مىسازد ؛ هر آن گونه كه نيروى شگفت وى كه عقل مىنامندش ، و حقيقت آن را نمىشناسند ، و عمق آن را ادراك نمىكنند ، بخواهد ! حاصل اين كه مىبينيم ، تنها با همين نيرو ، انسان از همهء مواهب و غرائز و الهامهاى فطرى و پوشش و خوراك و نيرو و اعضاى لازم براى هر منظور ، و ديگر مواهب خداوندى كه به جانوران ديگر داده است ، بىنياز مىگردد . انسان با داشتن اين نيروى عقل ، ديگر محدوديّت استعداد ، محدوديّت تمايلات ، محدوديّت دانش ، و محدوديّت عمل ، به هيچ روى ندارد .
هامش
( 1 ) عبارت داخل دو ابرو از ويراستار است . زيرا همهء موجودات اعم از گياهان و جمادات مطابق ديدگاه قرآنى در حال تسبيح خداوند هستند . اما به نظر مىرسد در ميان موجودات مادى مثل گياهان و جانوران و جمادات تنها انسان است كه صاحب اختيار ناشى قواى عقلى است .