2 ) فرشتگان چگونه دريافتند كه خليفه در روى زمين فساد خواهد كرد ؟
اين مقطع قرآنى گوياى آن است كه فرشتگان وقتى باخبر شدند كه خداوند سبحان اراده فرموده است كه آدم را خليفهء روى زمين گرداند ، علّت اين امر را جويا شدند كه چرا بايد چنين خليفهاى كه در روى زمين فساد خواهد كرد ، براى خلافت زمين انتخاب شود ؟ حال سؤال اين است كه فرشتگان چگونه فهميدند كه اين خليفه چنين ويژگى را داراست ؟ در اينجا نيز چند نظر وجود دارد :
نظر اوّل اين كه ، خداوند سبحانه و تعالى ، خود ، اين مطلب را به آنان بازنموده بود . زيرا ، فرشتگان امكان ندارد چنين سخنى را تيرى به تاريكى و از روى حدس و گمان گفته باشند . « 1 »
نظر دوم اين كه ، فرشتگان خليفهء جديد را با آفريدگان ديگر خداوند متعال كه پيش از وى در روى زمين مىزيستهاند ، و اين خليفه مىخواسته است جاى آنان را بگيرد ، مقايسه كردهاند ؛ چنان كه بعضى روايات و تفاسير به اين مطلب اشاره دارند . « 2 »
نظر سوم اين كه ، طبيعت « خلافت » كاشف از اين مطلب بوده است . البتّه ، در صورتى كه رأى اوّل ، ذيل نظريّهء سوم را ، در معنى « خلافت » مبنا قرار دهيم ، كه اختلاف و نزاع را مفروض مىگيرد ، و لازمهء آن فساد در روى زمين و خونريزى مىباشد ؛ چنان كه ابن كثير اين مطلب را يادآور شده است .
نظر چهارم اين كه ، طبيعت « خليفه » بر خودى خود ، اقتضاى اين دو خصيصه را دارد . اين نظر در قالب دو رأى متفاوت بيان شده است :
الف ) مزاج مادّى و روحى اين مخلوق كه خداوند مىخواهد او را خليفهء خويش گرداند ، و زير بناى اجتماعى روابط زمينى كه ميان فرزندان اين مخلوق پديد خواهد آمد ، فرشتگان را به شناخت اين مسئله رهنمون گرديد . علّامهء طباطبايى قدّس سرّه مىفرمايد :
« از آنجا كه موجود زمينى ، يك پديدهء مركّب از قواى غضبيّه و شهويّه است ، و دار دنيا دار تزاحم مىباشد و از هر جهت محدود ، و
هامش
( 1 ) التبيان ، 1 / 132
( 2 ) همان ، 1 / 133