برخوردها و درگيريها در آن بسيار است ؛ پديدههاى تركيب يافتهء اين جهان همه در معرض انحلال و اضمحلال ، و سازمانهاى تشكيل يافته و قراردادهاى تدوين يافتهء اين جهان همه زمينهء تباهى و فساد ، و محكوم به بطلان مىباشند . زندگى در چنين جهانى جز به شكل گروهى آن مقدور نيست ، و زيستن در اين جهان جز در پرتو اجتماع و تعاون به كمال نمىرسد ؛ و در نتيجه ، چنين زيست و زندگانى ، خالى از فساد و خونريزى نخواهد بود » « 1 » .
ب ) ارادهء انسان كه از اختيار نيز برخوردار است ، و عقل انسانى با اطّلاعات نارسايى كه در اختيار دارد ، آدمى را رهبرى مىكند ، و وى را به سويى مىكشاند كه در روى زمين فساد و خونريزى كند . شيخ محمّد عبده گويد :
خداوند فرشتگان را باز گفت كه مىخواهد در روى زمين خليفهاى قرار دهد . فرشتگان از اين خبر خداوند چنين فهميدند كه خداوند فطرت اين نوع را كه مىخواهد خليفهء خويش قرارش دهد ، چنان سرشته است كه از ارادهء مطلق و اختيار نامحدود - در ميدان عمل - برخوردار باشد . ترجيح و گزينش ميان زمينههاى متعارض عملى نيز كه براى انسان همواره دست مىدهد ، بر حسب علم و دانش او انجام مىپذيرد . علم انسان نيز چون بر همهء جهات تشخيص مصلحت و جلب منفعت احاطه ندارد ، گاه ، اراده و اختيار خويش را در جهت خلاف مصلحت و حكمت به كار مىگيرد ، و اين عين « فساد » است اين فساد نيز براى انسان مشخّص و لازم الوقوع خواهد بود ؛ به دليل اين كه علم « محيط » جز براى خداوند متعال ، براى كسى دست نخواهد داد . « 2 »
ظاهرا ، رأى اوّل بايد صحيح بوده باشد . زيرا ، خداوند متعال ، مىبايست فرشتگان را
هامش
( 1 ) الميزان ، 1 / 115 ؛ تفسير كبير ، 1 / 121 ؛ الميزان ، 1 / 119 .
( 2 ) المنار ، 1 / 255 - 256