تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
پيش از آن كه سخنى با آنان بگويد ، از حال و طبيعت اين مخلوق كه به چنين نتايجى منجر خواهد شد ، با خبر گردانيده باشد . در مورد طبيعت اين مخلوق ( انسان ) ، مىتوان گفت درست آن است كه دو مطلب با هم در نظر گرفته شود : يكى اين كه ، داراى ويژگى مادّى است ؛ و هواپرستى بر وجود اين مخلوق حاكم است ، چنان كه علّامهء طباطبايى قدّس سرّه اشاره كرده‌اند . ديگر اين كه ، انسان صاحب اراده و صاحب اختيار است ، و مطابق اراده‌اش عمل مىكند ؛ چنان كه شيخ محمّد عبده يادآور شده است . از قرينهء موجود در ذيل كلام خود فرشتگان نيز مىتوانيم اين مطلب را دريابيم . همين نكته بوده است كه توضيح خداوند متعال را به دنبال سخنان فرشتگان موجب گرديده است ، مبنى بر اين كه خصوصيّات تعيين كنندهء اين جعل الهى نسبت به مقام خلافت چيست ؟

3 ) اسماء

« اسماء » نيز از كلماتى است كه بين دانشمندان تفسير ، پيرامون حقيقت آن و مراد از آن اختلاف فراوان روى داده است . دو ديدگاه اصلى در تفسير كلمهء « اسماء » وجود دارد : ديدگاه اوّل ، اين كه مراد از « اسماء » ، الفاظى است كه خداوند سبحان انواع مختلف آفريدگان و پديده‌ها را در همهء زبانهاى جهان با آن الفاظ ناميده است . اين رأى ، نظريّهء رايج ميان دانشمندان تفسير است ، و به ابن عبّاس و بعضى تابعين نيز منسوب است . « 1 » صاحبان اين نظريّه ، اين انديشه را تا آنجا دنبال مىكنند كه مىگويند : خداوند سبحان همهء زبانهاى اصلى را به آدم تعليم فرمود ، فرزندان آدم نيز اين دانش را داشتند . آن گاه ، بعدها ، زبانها از يكديگر انشعاب يافتند ، و هر گروه و جماعتى از انسانها به زبانى متفاوت با زبان گروه و جماعت ديگر اختصاص يافت . ديدگاه دوم ، آن كه مراد از « اسماء » ، مسمّاهاى آنهاست يا اوصاف و خصوصيّات آنها ، نه عين الفاظ ؛ كه در اين صورت ، ما به يك قرينهء قرآنى يا عقلى نياز داريم كه لفظ را به اين معنايى كه مخالف ظاهر اطلاق بيان قرآن در مورد كلمهء « اسماء » ( الفاظ ) است ، منصرف گرداند . چنين قرينه‌اى را مىتوان در زمينه‌هاى ذيل دريافت :
هامش
( 1 ) التبيان ، 1 / 138 ؛ التفسير الكبير ، 2 / 176 .