تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
نظريّهء اوّل : « آدم » را « خليفه » ناميدند ، زيرا ، در روى زمين جانشين ديگر آفرينندگان خداوند سبحان گرديد . اين آفريدگان ديگر ، مىتوانند فرشتگان ، يا جنيّان بوده باشند كه در روى زمين فسادها كرده ، و خونها ريخته بودند ؛ چنان كه از ابن عبّاس روايت شده است ، يا آن كه آدميان ديگرى بوده‌اند كه پيش از آدم ابو البشر در روى زمين مىزيسته‌اند . نظريّهء دوم : « آدم » را « خليفه » ناميدند ، زيرا ، فرزندانش جانشين يكديگر مىشوند ، و آفريدگانى هستند كه نسل به نسل جانشين نسل پيشين‌اند . اين نظريّه را به حسن بصرى نسبت داده‌اند . نظريّهء سوم : « آدم » را « خليفه » ناميدند ، زيرا « جانشين و نمايندهء خداوند سبحان » در روى زمين است . آن گاه در تفسير اين جانشينى و نمايندگى خداوند سبحان ، و چگونگى ارتباط اين معنا با معناى لغوى « خلافت » نظرات و آراى دانشمندان متفاوت گرديده است : الف ) آدم در قضاوت و داورى ميان خلق ، جانشين خداست . ب ) آدم در راستاى آباد كردن زمين و بهره‌كشى از آن و به ثمر رسانيدن گياهان و استخراج منابع و معادن آن ، و جارى ساختن رودها و غيره ، جانشين خداوند سبحان در روى زمين است . « 1 » ج ) آدم از جهت « علم به اسماء » جانشين خداوند مىشود ؛ چنان كه علّامهء طباطبايى قدّس سرّه بر اين نظرند . « 2 » د ) آدم از آن جهت كه خداوند از روح خود در او دميده و به او نيروى نامحدود بخشيده ، و ظرفيّت و خواسته و طلب و دانش و فراگيرى او را نامحدود خواسته است ، نماينده و جانشين خداوند سبحان است . چنان كه شيخ محمّد عبده بر اين نظر بوده است . « 3 » مىتوان گفت كه در ميان اين نظريات ، نگرش سوم درست است . بويژه اگر در مدلول « خلافت » معناى وسيعى را براى جانشينى خداوند در زمين در نظر بگيريم ، به گونه‌اى كه به طور اجمال ، تمامى نظرات چهارگانه‌اى را كه در تفسير آن ارائه شده است ، دربرگيرد . زيرا ،
هامش
( 1 ) اين نظريه و نظريهء پيش از آن را شيخ طوسى قدّس سرّه در تبيان ( 1 / 131 ) آورده است . ( 2 ) الميزان ، 1 / 118 ( 3 ) المنار ، 1 / 260
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 479 | السيد محمد باقر الحكيم / فشاركى