قرار مىدهند كه معلوم كنند كلام نخستين قطع شده و كلام جديد آغاز شده است . « 1 »
به اين نگرش مىتوان چنين اشكال كرد كه اين شيوه همهء سورههاى قرآن كريم را نمىتواند شامل گردد . در نتيجه ، سرّ اين اختصاص همچنان به عنوان يك مسئله حل نشده باقى مىماند كه بايد توضيح داده شود و كشف گردد .
آرى ، گاه مىگويند : اين شيوه تنها در سورههاى طولانى مورد نياز بوده است كه به طور تدريجى نازل مىشدهاند ، و در تمامى سور قرآنى چنين نيست و بعضى سورههاى قرآنى مانند سورههاى كوتاه ، يك جا نازل مىشدهاند .
امّا ، اشكال اساسى ديگرى كه بر اين نظريّه وارد است ، آن است كه بسم الله خود مىتواند اين نقش را ايفا كند ، و پايان يافتن سورهء قبلى و آغاز شدن سورهء بعدى را برساند .
بويژه آن كه در احاديث نيز آمده است كه بسم الله اين نقش را دارد ، و كار آن متمايز كردن پايان يك سوره از آغاز يك سورهء ديگر است . « 2 »
نگرش ششم :
اين حروف نامهاى حروف الفباى رايج و معمولاند ، و در آغاز شمارى از سورههاى قرآن آورده شدهاند تا مردم را توجّه دهند نسبت به اين كه قرآن كريم كه همهء انسانها از رقابت با آن درماندهاند ، و نتوانستهاند و نخواهند توانست همانند آن را بياورند ، چيزى جز يك مجموعهء تأليف شده و تركيب يافته از همين حروف نيست ؛ و تحدّى با قرآن در برابر همگان ، چنين نبوده است كه تحدّى با پديدهاى غريب و دستنيافتنى براى مردم بوده باشد ، بلكه تحدّى با پديدهاى صورت پذيرفته است كه از همين حروف الفباى معمول تركيب يافته است ؛ حروفى كه پيوسته با آنها سخن مىگويند و تكلّم مىكنند ؛ در عين حال ، اهل فصاحت و بلاغت از آوردن همانند آن درماندهاند . مبرّد و جمع كثيرى از محقّقين بر اين
هامش
( 1 ) التفسير الكبير ، 2 / 7
( 2 ) الدّر المنثور ، 1 / 7 . ابو داود و بزّار و طبرانى و حاكم از ابن عبّاس آوردهاند كه گفت : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فيصله يافتن و پايان پذيرفتن يك سوره را درنمىيافت ، تا آن كه « بسم الله الرحمن الرحيم » بر او نازل مىشد . بزّار و طبرانى افزودهاند : آن گاه كه بسمله نازل مىشد ، آن حضرت در مىيافت كه سوره پايان پذيرفته است و يك سورهء ديگر در راه است يا آغاز شده است ؛ اين حديث را بيهقى در كتاب المعرفة صحيح قلمداد كرده است . احاديث ديگرى نيز در دست است كه چنين دلالتى دارند .