چنان كه شيخ محمّد عبده نيز همين نظريّه را برگزيده است . « 1 »
امام فخر رازى قدّس سرّه ، به نحو توانمندى در جهت تأييد اين نظريّه سخن گفته است ، و در بيان شبهههايى كه از سوى دانشمندان بر اين نظريّه وارد شده ، و نيز بر نقض آن شبهات ، داد سخن داده است ، « 2 » كه مهمترين آن شبههها دو شبههء ذيل است :
شبههء اوّل : وضع اسم به منظور آن است كه مسمّاها از يكديگر متمايز گردند و باز شناخته شوند ، و اين منظور ، با ناميدن چند سوره از سور قرآنى به يك نام ، مانند سورهء بقره و سورهء آل عمران ، سازگار نمىآيد ؛ كه سرآغاز هر دو سوره
الم
است . همچنين ، سورههاى غافر و فصّلت و زخرف هر سه ، سرآغازشان
حم
است .
شبههء دوم : اسم ناگزير بايد غير از مسمّى باشد ؛ در حالى كه اجماع بر آن است كه اين حروف خود جزئى از سورههايى هستند كه در سرآغاز آنها آمدهاند .
شيخ طوسى قدّس سرّه در پاسخ شبههء نخستين گفته است :
نامگذارى چند چيز به يك نام ، در صورتى كه هر يك از آنها با يك علامت متمايز كننده مشخّص گردند ، هيچ مانعى ندارد ؛ و در نامگذارى اعلام و اشخاص بسيار روى مىدهد .
در پاسخ شبههء دوم نيز گفته است :
هيچ مانعى ندارد كه چيزى را با جزئى از آن بناميم ، چنان كه در نامگذارى سورههاى « بقره » و « آل عمران » و « اعراف » روى داده است ( و اين كلمات همه جزئى از سورههاى خود هستند ) .
امّا ، با همهء اينها ، اشكالى كه بر اين نظريّه وارد مىباشد ، اين است كه اين حروف به صورت مقطّع و با ذكر نامهايشان خوانده مىشوند : الف - لام - ميم ، نه مسمّاهايشان ؛ و اين نحوهء قرائت آنها مناسب آن نيست كه نام سوره باشند . اگر قرار بود نام سورهها باشند ، مىبايست بر مبناى مسمّاهايشان خوانده مىشدند ، چنان كه نوشته مىشوند . اين كيفيّت كنونى قرائت با اين وضع تناسب دارد كه ذكر خود اين حروف ، مورد نظر بوده باشد ، و نه
هامش
( 1 ) المنار ، 1 / 122
( 2 ) التفسير الكبير ، 2 / 8 - 11