تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
آنها باشد ، براى اين دو نگرش در دست نيست ، و صرفا ، تيرى به تاريكى ، رها شده است . نه اوضاع و شرايط درونى و محتوايى قرآن اشاره‌اى به اين دو معنا دارند ، و نه زمينه‌هاى زبانى كلام . اين دو نظر تفسيرى در باب حروف مقطّعه ، مانند هر تفسير يا فرضيهء ديگرى هستند كه مىتواند در اين باب ، عنوان شود ؛ تنها به اين شرط كه با مبانى بديهى اعتقادى و قرآنى منافاتى نداشته باشد .

نگرش سوم :

اين حروف ، در واقع ، بر گرفته از اسمائى هستند كه داراى دلالتهاى معيّن و مشخّص‌اند ، و آن اسماء براى ما مجهول‌اند ، امّا براى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله معلوم‌اند . مؤيّد اين نگرش آن است كه اين شيوه نزد بعضى عرب‌زبانان در گفتگوها و محاوره‌هاى آنان معروف بوده است . اين نظريّه از ابن عبّاس و ابن مسعود و جماعتى از صحابه نيز روايت شده است . « 1 » ديدگاه طبرى و روايت منقول از مالك بن انس نيز تقريبا با اين نگرش يكى است و به نگرش اوّل نيز كه آن هم از ابن عبّاس روايت شده بود ، نزديك است . بر اين نگرش نيز همان اشكالاتى كه بر دو نگرش قبلى وارد بود ، وارد است ، و نقد ما از اين نگرش نيز مانند انتقاد از دو نگرش قبلى است .

نگرش چهارم :

اين حروف ، نامهاى سوره‌هايى هستند كه در سرآغاز آنها جايگزين شده‌اند :
الم
، مثلا ، نام سورهء بقره است ؛
كهيعص
نام سورهء مريم است ؛ و
ن
نام سورهء قلم ، و همچنين . . . اين نظريّه را بيشتر متكلّمان و جماعتى از لغويان برگزيده‌اند . « 2 » شيخ طوسى قدّس سرّه نيز آن را اين گونه دانسته ، كما اين كه طبرسى قدّس سرّه نيز اين نظريّه را ترجيح داده است . اين هر دو مفسّر بزرگ ، پس از آن كه شبهه‌هايى چند بر اين نظريّه وارد كرده‌اند ، از آن دفاع نيز كرده‌اند ؛ « 3 »
هامش
( 1 ) التبيان ، 1 / 47 - 48 ( 2 ) التفسير الكبير ، 2 / 5 ( 3 ) التبيان ، 1 / 49