يهوديان اهل كتاب ؛ و موضع نصرانيان اهل كتاب .
بررسى موضع جناح اوّل از آيهء شريفه :
بَشِّرِ الْمُنافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً
« 1 » آغاز مىشود .
بررسى موضع جناح دوم ، از اين آيهء شريفه آغاز مىشود :
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا
« 2 » .
بررسى موضع جناح سوم نيز با اين آيهء شريفه آغاز مىشود :
يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ ، إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ ؛ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ؛ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ . . .
« 3 » .
ثانيا ، اين مقطع به پارهاى حوادث پرداخته است كه بيانگر نبوّت موسى عليه السّلاماند ؛ و نيز بيانگر پيمانهاى محكمى كه از يهوديان ، مبنى بر امتثال و فرمانبردارى ، گرفته شده است ؛ و موضع يهوديان در برابر آن پيمانها ، و مخالفتهايى كه مرتكب شوند را به نقد مىكشد ؛ چه در جنبهء عقيدتى و فكرى و چه در جنبهء عملى و تطبيقى .
با ملاحظهء اين دو نكته مىتوانيم چنين نتيجه بگيريم : اين مقطع در مقام توضيح اين مطلب است كه موضعگيرى يهود در برابر دعوت اسلام مبنى بر درخواست معجزات و نشانههاى بيشتر تأييدى ، از شك در رسالت پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله سرچشمه نگرفته است ، بلكه يك موضعگيرى صورى و بهانهجويانه است كه مىخواهند به واسطهء آن بر جحود و طغيان خويش پوشش بگذارند . از اين رو ، مىبينيم اين مقطع ، تنها به طرح اين تقاضاى شگفت كه يهوديان نزد موسى عليه السّلام مطرح كردهاند ، بسنده مىكند ، و پيمانهايى را كه در روزگاران كهن مبنى بر فرمانبردارى و طاعت ، از آنان گرفته شده بود ، و آنان با مخالفتهاى متعدّد و متنوّع خويش از عهدهء وفادارى به آن پيمانها برنيامده بودند ، بر آن درخواست عجيب بنى اسرائيل مىافزايد ، تا در نتيجه ، فاش سازد كه بنى اسرائيل بر انكار و سركشى اصرار دارند ، و طرح اين تقاضاها از سوى آنان صرفا بهانهجويى است .
هامش
( 1 ) نساء ، 138 .
( 2 ) نساء / 150
( 3 ) نساء / 171