و تصديق مىكنند .
5 . در سورهء آل عمران ، در آيهء 7 ، كلمهء « تأويل » به معناى آن است كه « متشابه » را بگيرند ، و با يكى از مصداقهاى آن ، كه به فتنه و آشوب و كج فكرى و نابسامانى منجر مىگردد ، تطبيق كنند ، بدون آن كه به محكمات قرآن مراجعه كنند و از آن طريق در صدد تشخيص مصداق صحيح متشابه قرآنى برآيند .
6 . در سورهء نساء ، آيهء 59 ، كلمهء « تأويل » ، به معناى بيان موضوع يا تشخيص نوع حكم شرعى به هنگام وقوع اختلاف بر سر آن ، آمده است .
7 . در سورهء اسراء ، آيهء 35 ، كلمهء « تأويل » به معناى التزام و تعهّد به استفاده از ضوابط و موازين در جهت تشخيص حقايق و باز شناختن اندازهها ، آمده است .
حال ، هر گاه بخواهيم ميان مصاديق اين موارد را جمع كنيم ، به روشنى مىبينيم كه « تأويل » عبارت است از بيان حقيقت و واقعيتى كه معمولا از ديد انسان به دور است ، مانند امور غيبى يا مسايل بسيار دقيق كه غالبا مورد اختلاف نظر واقع مىگردد ؛ هر چند دلايلى نيز براى تشخيص آن امور و مسايل موجود است و اين دلايل اشارهاى به حقايق آن امور را در بر دارند ، مانند رؤياها و تصويرهايى كه در عالم خواب به نظر خواب بيننده مىآيند ، يا خبرهاى غيبى كه به واسطهء وحى الهى گزارش مىشوند ، يا اعمال و افعالى كه از اهل علم و حكمت و دين سر مىزند ، يا موازين و ضوابط شرعى ، مانند رجوع به مأخذ و مرجع شرعى براى دريافت احكام شريعت ، يا موازين عقلايى ، مانند به كار گرفتن ترازو براى بازشناختن مقادير .
احاديث رسيده از اهل بيت عليهم السّلام نيز اين فهم ما را از معناى « تأويل » تأييد مىكنند .
همچنين ، احاديث اشاره دارند به اين كه « تأويل » غالبا عبارت است از تطبيق مفاهيم قرآن بر مصاديق مربوط به آيندهء آنها ، چنان كه از حديث معتبر فضيل بن يسار ، و روايت مرزبان از اسحاق بن عمّار ، كه آن نيز معتبر است ، و روايت زراره از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام كه به آن اشارت رفت ، فهميده مىشود .
يا اين كه « تأويل » عبارت است از پىجويى ضوابط در مقام تشخيص موارد اختلاف ، و در مواردى كه وجود متعدّد در كار است ؛ مانند روايت عيّاشى از عبد الرحمن سلمى ، حاكى از
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: السيد محمد باقر الحكيم
ص٣٥٢