است . اين گونه موضوعات نسبت به انسان عصر نزول ، از عوالم غيب به شمار مىآمده است ؛ امّا بعدىها دريافتهاند و براى ايشان در حكم عالم شهود قرار گرفته است . بنابراين ، در هر زمان ، معرفت و شناخت همهء اينها ، تفسير كامل قرآن كريم را تشكيل مىدهند ، كه علم آن در اختيار اهل بيت عليهم السّلام بوده است .
يا آن كه ، اين مانند « تأويل احاديث » است كه قرآن كريم در سورهء يوسف به آن اشاره كرده است . در اين داستان ، حضرت يوسف عليه السّلام توانست آن معناى خاص را از خواب پادشاه دريابد . و اين معناى خاص ، باطنى براى آن صورت ظاهرى بود كه در ذهن وى از رؤياى ملك منعكس شده بود ؛ گاوهاى لاغر و خوشههاى خشك شده همان سالهاى قحطى بودند ، و گاوهاى فربه و خوشههاى سبز همان سالهاى فراوانى ؛ همچنين ، رؤيايى كه آن دو تن زندانى در زندان ديده بودند ، و مدلولهاى باطنى كه هر يك از آن دو رؤيا داشت .
سوم : تأويل از ديدگاه قرآن و اهل بيت عليهم السّلام
اهل بيت عليهم السّلام در اين روايات - با وجود اختلافاتى كه اين روايات با يكديگر دارند - به گونهاى آشكار به مسئله تأويل و ظاهر و باطن اصرار ورزيدهاند ، و اين موضوع ، كه تأويل و باطن ، به هر حال ، ( به واقع ) وجود دارد ، از موارد اجماع مسلمين است ، كه همگان صحّت تأويل را و همچنين نسبت تأويل را به قرآن پذيرفتهاند ، هر چند در بيان « تأويل » و تعريف آن اختلاف كردهاند .
براى آن كه ديدگاه اساسى در نظريّهء اهل بيت عليهم السّلام در اين ارتباط ، بهتر روشن شود ، به طورى كه با موارد ذكر تأويل در نصوص قرآن كريم از يك سو ، و با مضمون اجمالى روايات پيشين ، از سوى ديگر همخوانى داشته باشد ، بجاست كه اندكى در كنار كلمهء « تأويل » درنگ كنيم ، و در پرتو اين تأمل ، اصطلاحات « باطن » و « متشابه » را نيز زياده بر توضيحاتى كه علّامه طباطبايى رحمه اللّه در بحث پيشين خود داشتند ، « 1 » بفهميم و باز شناسيم .
دانشمندان ، به شكل خاصّى پيرامون تعيين منظور و مقصود از كلمهء « تأويل » بويژه معناى مصطلح آن با يكديگر اختلاف كردهاند . ما نيز در اينجا نمىخواهيم ، جنبهء اصطلاحى يا حتّى
هامش
( 1 ) ر . ك . الميزان ، 3 / 80 - 87 .