تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
نحن نعلمه » « 1 » يعنى : « ظهر » قرآن ، تنزيل است ، و « بطن » قرآن ، تأويل آن . بعضى از تأويلات قرآن ، گذشته است ، و بعضى ديگر هنوز به وقوع نپيوسته است . قرآن همانند خورشيد و ماه ، گردش و جريانش استمرار دارد . هر گاه تأويل چيزى در قرآن مشخّص گرديد ، بر مردگان همان گونه منطبق خواهد گرديد كه بر زندگان ؛ چنان كه خداوند فرموده است : « تأويل قرآن را جز خداوند و « راسخان در علم » كسى نمىداند » ، ما تأويل قرآن را مىدانيم . 2 . نيز صفّار در بصائر الدرجات به سند معتبر « 2 » از اسحاق بن عمّار روايت كرده است كه گفت : از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : « انّ للقرآن تأويلا ، فمنه ما جاء ، و منه ما لم يجىء . فاذا وقع التّأويل فى زمان امام من الأئمّة عرفه امام ذلك الزمان » « 3 » يعنى : « قرآن تأويل دارد . بعضى از تأويلات قرآن آمده و گذشته است ، و بعضى هنوز نيامده است . هر گاه تأويل قرآن در زمان يكى از امامان ( بر حق ) روى دهد و آشكار گردد ، امام آن زمان ، آن را در خواهد گرفت » . 3 . از جميل بن درّاج ، از زراره ، از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده‌اند كه فرمودند : « تفسير القرآن على سبعة اوجه . منه ما كان ، و منه ما لم يكن بعد ،
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، 18 / 145 ، ح 49 ( 2 ) اعتبار سند به خاطر آن است كه مرزبان بن عمر در سلسلهء راويان آن قرار دارد و صفوان بن يحيى از او روايت كرده است ، و بنابراين ، مورد اعتماد خواهد بود . زيرا ، صفوان يكى از سه تن محدّثانى است كه صحابه بر صحيح دانستن رواياتى از آنان روايت شده است ، اجماع كرده‌اند . چنان كه شيخ طوسى قدّس سرّه در عدّه آنان را نام برده است و عبارتند از : محمّد بن ابى عمير ، احمد بن محمّد بن ابى نصر ، و صفوان بن يحيى . ( 3 ) وسائل الشيعه ، 18 / 145 ، ح 47
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 343 | السيد محمد باقر الحكيم / فشاركى