دوم : سادگى و سطحىنگرى صحابه در تدوين معرفت اسلامى و جانبدارى از آن
بيشتر صحابه در عصر رسول اعظم صلّى اللّه عليه و آله به اندازهء كافى ، از فراز و نشيبها و نابسامانىهاى زيانمندى كه معرفت اسلامى با آنها در آينده روياروى مىگرديد ، و مشكلاتى كه بر اثر گذشت زمان و پايان پذيرفتن عصر وحى ، مىخواست پيش بيايد ، آگاهى نداشتند .
از همين روى ، نمىبينيم كه هيچ گونه برنامهريزى متمركزى مبادرت به پيشنهاد وضع ضمانتهايى به منظور حمايت معرفت تفسيرى و ديگر حوزههاى معرفت اسلامى و تدوين آن ، كرده باشد . پيامد اين اهمال ، مجموعهاى از نابسامانيها و نقاط ضعف بود كه معرفت تفسيرى را از جوانب مختلف مورد آسيب قرار داد .
توضيح مطلب اين كه ، چنان كه ديديم ، معرفت تفسيرى در عصر صحابه و تابعين ، بر مجموعهاى از منابع تكيه داشت . از آن جمله ، متن قرآن ، احاديث نبوى صلّى اللّه عليه و آله ، اقوال صحابهاى كه با رويدادهاى اسلامى مربوط به آيات و سور قرآنى زيسته بودند . براى آن كه اين منابع اصيل بتوانند نقش ايجابى در كار تفسير داشته باشند ، بايد نسبت به صيانت و ضبط و حمايت آنها اهتمام مىشد ، تا آن منابع بتوانند وظيفهء خود را در راستاى تغذيهء معرفت تفسيرى ادا كنند .
بر اثر سادگى و سطحىنگرى صحابه در حفظ و حمايت و تدوين و صيانت منابع معرفت تفسيرى ، در راستاى استفاده از اين منابع تفسيرى نيز ، مجموعهاى از نقاط ضعف را مىيابيم ، كه به نوبهء خود مجموعهاى از مشكلات را به وجود آوردند :
1 . مشكل تعدّد قرائات : ملاحظه مىشود كه بعضى از الفاظ قرآنى به گونههاى مختلف خوانده مىشوند ، كه برخى اوقات به اختلاف در معنا و مفاد لفظ نيز مىانجامد ؛ مسألهاى كه در پايان سير تحوّل خود به پيدايش « علم قرائات » انجاميد .
بعضى از مفسّرين كوشيدهاند ، پديدهء تعدّد قرائات را در بحثهاى كلّى تفسيرى ، بر اين اساس تفسير و توجيه كنند كه قرآن كريم به همهء اين اشكال گوناگون و متعدّد به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله وحى شده است ؛ و قرآن بر چندين حرف نازل شده است ، و قرائات متعدّد قرآنى همين حروف متعدّدهاند .