تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
چيزى مىباشد كه در مقام تعليل پديدهء اختلاف و تعدّد قرائات آورديم . مبنى بر اين كه ناگزير بايد اين پديده را به عدم ضبط صحابه نسبت به اقوال و افعال و سلوك پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله باز گردانيم ، يا آن كه بگوييم عدم تدوين سيرهء قولى و عملى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در عصر ما بعد صحابه ، موجب اين درهم ريختگى و نابسامانى شده است . 4 . پديدهء اسرائيليّات : در نتيجهء سادگى و سطحىنگرى صحابه در احساس مسئوليّت ، و عدم تشخيص آگاهانه نسبت به اوضاع و احوال و شرايط حمايت و حفاظت از فرهنگ اسلامى و روشهاى آن ، معرفت تفسيرى در عصر صحابه و تابعين دچار يك نقطهء ضعف مهمّ ديگر گرديد . در اين مرحله ، به طور اساسى ، در تفسير قرآن ، بر اقوال و نظريّات اهل كتاب اعتماد كردند ، و بعضى از صحابه ، بر اثر اين اعتماد گرفتار برخى تكرويهاى فكرى و عقيدتى شدند كه با گرايشهاى اسلامى صحيح اختلاف داشت ؛ و در نتيجهء همين ارتباط تفسيرى ميان وقايع راجع به عوالم غيبى ، كه كتب اسرائيلى نقل مىكردند يا اسرائيليها خود روايت مىنمودند ، با حوادثى كه قرآن كريم براى گرفتن پند و عبرت اشاره مىكند ، بسيارى از افكار اسرائيلى با آموزه‌هاى اسلامى آميخته و مخلوط شد . شواهد اين تكروىها و اختلافات در متون تفسيرى ( صحيح ! ) كه از صحابه رسيده ، فراوان است . چند نمونه از آنها را در زير ملاحظه مىكنيد : الف ) از ابو هريره در تفسير اين آيهء شريفه :
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ . . .
« 1 » آورده‌اند كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « چون خداوند آدم را آفريد ، دست بر گردهء او كشيد . همهء نفوسى كه خداوند مىخواست تا روز قيامت از ذريّهء او بيافريند ، بر زمين
هامش
به اشتباه در نقل خصوصيّات و تفصيلات منجر مىگردد ، قائل به تفكيك شويم . وقتى ما مشاهده مىكنيم كه بعضى از مسلمانان در زمان حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در اين كه « لمسجد اسّس على التّقوى » ( توبه / 108 ) كدام مسجد است ؟ آيا مسجد قباست يا مسجد النبى ؟ اختلاف نظر داشته و اين اختلاف را نزد رسول اعظم صلّى اللّه عليه و آله مىبرند ، تا داورى بفرمايد . . . ( ترمذى ، 11 / 245 - 246 ) ، به خودمان اجازه مىدهيم كه دربارهء هر آنچه از صحابه در اين ارتباط روايت شود ، تشكيك كنيم ، مگر آن كه شخص راوى خود شاهد عينى قضيّه بوده باشد . ترمذى به دنبال روايت مذكور ، روايت ديگرى مىآورد كه به دلالت التزامى حاكى از آن است كه مسجد مزبور مسجد « قبا » بوده باشد ، در حالى كه مىبينيم اين روايت تصريح دارد بر اين كه آن مسجد ، مسجد النبى است . ( 1 ) اعراف / 172