تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
منتخب اهل بيت عليهم السّلام بودند . « 1 » امّا ، پس از وفات حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله اهل بيت عليهم السّلام از اين سمت دور گردانيده شدند . « 2 » و در نتيجه ، اين پيامدها را در پى داشت : الف ) فرهنگ و علوم اسلامى عموم صحابه را دربرنگرفت ، به دليل آن كه رسول اعظم صلّى اللّه عليه و آله قرآن را به طور سراسرى در سطح عموم تفسير نفرمودند . ب ) اسباب و وسايلى كه صحابه در جهت ثبت و ضبط و حراست اقوال و افعال پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به كار مىگرفتند ، اسباب و وسايلى بسيار ساده بود . ج ) صحابه بر همان سادگى فكرى و تمايل به سطحى بودن و عدم تعمّق كه پيش از اسلام داشتند ، باقى ماندند ، و در مقام فهم اسلام تحت تأثير ( رسوبات و ) چارچوب‌هاى فكرى بخصوصى ، كه با آنها از پيش آشنا بودند ، قرار گرفتند . در نگرش به جنبهء دوم ، ديديم كه صحابه از آنجا كه اوضاع و شرايط و نحوهء انتساب و ارتباطشان با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و خواستهاى درونى و آرمانهايشان ، با يكديگر متفاوت بود ، از نظر ميزان تأثيرپذيرى از فرهنگ اسلامى و اخلاص نسبت به آن نيز متفاوت بودند . بعضى از آنان از جهت تأثيرپذيرى روحانى و نفسانى از مايه‌هاى فرهنگ اسلامى ، در سطح عالى بودند ؛ بلكه مىتوان گفت اين داد و ستد درونى با محتواى فرهنگى اسلام ، وضعيت عمومى سابقين اوّلين و مهاجرين و انصار بود كه با يقين و معرفت به مكتب اسلام وارد شده بودند ؛ بر خلاف عموم مسلمانان كه در مراحل بعدى و پس از فتوحات نخستين اسلامى به اسلام گرويدند ، ( همچون كسانى كه ) در اصل از اعراب بيابانى بودند . با اين حال ، در پى وسعت گرفتن دايرهء اسلام و فتوحات بزرگ مسلمين ، امّت اسلام به همهء اين صحابيان مراجعه كردند ، بدون آن كه بتوانند اشخاص مخلص را از آن صحابيان ديگر كه اخلاص كمترى داشتند ، يا حتّى منافق بودند ، تميز دهند . علّت اين امر آن بود كه به خاطر وجود خلأ مرجعيّت ( اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ) ، صحابهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله همگى به عنوان مراجع فكرى و فرهنگى اسلام براى امّت مسلمان مطرح شدند ، و نتيجه آن شد كه آن فرهنگ اسلامى كه به مسلمانان داده شد ، از دو جهت عمده تحت تأثير صحابه قرار گرفت :
هامش
( 1 ) ر . ك . « تفسير در عصر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله » . ( 2 ) اين مطلب را در « پيدايش علم تفسير » يادآور شده‌ايم .