به قتال اهل كتاب تا جايى كه تن به حقارت و جزيه بدهند ؛ و از آنجا كه آيهء دومى از نظر زمان نزول متأخّر بر آيهء نخست است ، ناگزير ، بايد معتقد شويم به اين كه « آيهء سيف » ، آيهء 109 از سورهء بقره را نسخ كرده است .
آقاى خويى قدّس سرّه اين مورد از قول به نسخ را از دو جهت مورد ايراد قرار مىدهند :
جهت اوّل ، اين كه نمىتوان گفت آيهء مذكور به واسطهء آن آيهء دومى نسخ شده است ، در جايى كه آيهاى كه منسوخ قلمداد شده است ، نهايت و مدّتى دارد ؛ و اين نهايت و مدّت ، هر چند بر سبيل اجمال در آيه ذكر شدهاند نه بر سبيل تعيين ، جز اين كه همين مقدار براى نپذيرفتن نسخ آيه كفايت مىكند . زيرا ، نسخ در ارتباط با حكم موقّتى كه با سر آمدن زمانش برداشته مىشود ، مطرح نمىشود ؛ و تنها در مورد حكمى صادق است كه ظاهر آن استمرار و ابديّت حكم باشد ، بر حسب اطلاق لفظ ، نه آن كه در مورد هميشگى بودن حكم تصريح كرده باشد . بر اين پايه ، نقش آيهء دومى بيان مدّت و سر رسيد حكم ياد شده در آيهء نخست است ، بدون آن كه ناسخ آن باشد .
جهت دوم ، اين كه آيهء سيف به طور مطلق امر به قتل اهل كتاب نمىكند ، تا با آيهء اوّلى در تعارض قرار گيرد ، بلكه تنها در صورت پرداخت نكردن جزيه از سوى آنان به پيكار با آنان امر مىنمايد . « 1 »
بنابراين ، صرف اين كه آنان اهل كتاباند براى جواز پيكار با آنان كافى نيست ، بلكه براى مشروعيّت پيكار با آنان چنان كه از مجموع آيات قرآنى استفاده مىشود ، تحقّق يكى از اين سه شرط لازم است :
الف ) اهل كتاب پيكار با مسلمانان را آغاز كرده باشند :
وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ
« 2 » .
ب ) اهل كتاب در صدد آن باشند كه مسلمانان را از دينشان خارج كنند :
. . . وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ . . .
« 3 » .
هامش
( 1 ) البيان ، 288
( 2 ) بقره / 190
( 3 ) بقره / 191