نوعى تعارض ميان دو آيه نباشد ، تحقّق پيدا نمىكند . « 1 »
3 . « تشابه » آن است كه معناى مدلول آيهء متشابه شكبرانگيز و ترديدآميز باشد . تكيهگاه اين شرط ، آن است كه ضرورتا بايد مقياسى وجود داشته باشد كه با رجوع به آن بتوانيم آيات محكمات را كه امّ الكتاب ( كتاب مادر و مادر كتاب ) اند ، از آيات متشابهات كه بايد به آنها رجوع بدهيم ، متمايز كنيم ؛ البته در صورتى كه تعارض ميان دو آيه از قرآن كريم محرز گردد ؛ و اين مقياس ، عبارت است از نابسامانى و اضطراب معنا در متشابه و بسامانى و استقرار معنا در محكم .
4 . ظاهر آيهء ( هفتم از سورهء آل عمران ) دستهبندى كلّى آيات قرآنى است به يك دسته آيات محكمات و يك دسته آيات متشابهات ، به گونهاى كه « واسطهء » ميان محكم و متشابه وجود نداشته باشد . « 2 »
بر اين ديدگاه نيز مىتوان خردههايى گرفت :
اوّلا ، مىبينيم كه اين ديدگاه نيز قادر نيست در برابر آياتى كه احيانا بر معنايى مردّد ميان معناى شكبرانگيز و فتنهانگيز ، و معناى فارغ از شكّ و ترديد ، دلالت داشته باشند ، موضع بگيرد . اين گونه آيات ، نه واجد ميزان تشابهاند ، به گونهاى كه فاقد ظهور لفظى باشند ، و نه واجد ضوابط محكماتاند ؛ زيرا ، مشتمل بر ترديدهايى در دلالت بر معناست . حال ، زمانى كه اين رويكرد ناتوان است از اين كه موضع خود را در برابر اين گونه آيات روشن كند ، چهارمين اصل اين نظريّه ، ناوارد و بىمبنا خواهد گرديد .
شايد اين ديدگاه بخواهد به آن نظريّهاى استناد كند كه قائل است به اين كه جميع آيات قرآنى بايد در معانى مشخّص ظهور داشته باشند ؛ بر اين اساس كه قرآن كريم كتاب هدايت است و نور مبين ؛ و در ارتباط با چنين كتابى ، جايى براى چنين فرضى نخواهد بود . امّا ، اين ضرورت قرآنى را ، ما فقط در آن حدود مىتوانيم بپذيريم كه بخواهد بگويد در قرآن هيچ آيهء پيچيدهاى كه به طور مطلق پيچيده و غامض باشد ، و در قرآن آيهاى يافت نشود كه آن را توضيح دهد و تفسير كند ، وجود ندارد ؛ امّا ، از اين كه بگذريم ، مىتوانيم بپذيريم كه در قرآن
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، 3 / 43
( 2 ) همان مأخذ ، 2 / 32