ديدگاه دوم نگرشى است كه راغب اصفهانى پيش گرفته است ، مبنى بر اين كه « متشابه » آن است كه تفسيرش مشكل باشد ، به خاطر مشابهتى كه با غير دارد ؛ خواه اشكال از جهت لفظ بوده باشد ، و خواه از جهت معنا . راغب در مقام شرح و توضيح اين ديدگاه ، نخست تفاصيلى طولانى آورده و آن گاه گفته است :
بنابراين ، به طور كلّى ، « متشابه » به سه نوع است : متشابه از جهت لفظ ، فقط ؛ متشابه از جهت معنا ، فقط ؛ و متشابه از جهت لفظ و معنا ، هر دو . « متشابه از جهت لفظ » نيز خود بر دو قسم است : قسم اوّل از تشابه به مفردات كلام باز مىگردد ، كه گاه از جهت « غريب » بودن لفظ است ، مانند « ابّ » و « يزفّون » ؛ و گاه از جهت وجود اشتراك در لفظ مانند « يد » و « يمين » . نوع دوم از تشابه به تركيبات كلام باز مىگردد ، و آن خود بر سه قسم است : قسم اوّل ، تشابهى است كه از اختصار كلام ناشى مىشود ؛ مانند :
وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ . . .
« 1 » ؛ قسم دوم ، تشابهى است كه بر اثر بسط كلام پديد مىآيد ؛ مانند :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
« 2 » ، كه اگر فرموده بود :
« ليس مثله شىء » براى شنونده آشكارتر بود ؛ و قسم سّوم ، تشابهى است كه در نتيجهء نظم كلام ، و جابهجايىهايى كه در كلام صورت گرفته است ، حاصل مىگردد ؛ مانند :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً ، قَيِّماً . . .
« 3 » ، كه تقدير آن چنين است :
« الحمد للّه الّذى انزل على عبده الكتاب قيّما و لم يجعل له عوجا » .
مثال ديگر ، آيهء شريفه :
. . . وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ . . .
تا آنجا كه فرموده است :
لَوْ تَزَيَّلُوا . . .
« 4 » . « متشابه از جهت معنا » نيز ،
هامش
( 1 ) نساء / 3
( 2 ) شورى / 11
( 3 ) كهف / 1 - 2
( 4 ) فتح / 25