چگونگى اين استواء ، و مجسّم ساختن مصداق خارجى آن ، به نحوى كه با خداوند رحمان
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
تناسب داشته باشد ، ترديد وجود دارد .
حال وقتى « متشابه » را با اين تعريف ويژه و به اين نوع خاص ، باز مىشناسيم ، ناگزير خواهيم بود كه « محكم » را نيز بر پايهء همين تعريف « متشابه » كه برگزيديم ، دريابيم . اين الزامى است كه ماهيت قرار گرفتن « محكم » در آيه در برابر « متشابه » پديد مىآورد . بنابراين در تعريف « محكم » ، به « آنچه كه در دلالت لغوى ، معنا و مفهوم آن مشخّص و متعيّن باشد » نمىتوان اكتفا كرد ؛ بلكه علاوه بر اين ، بايد در ناحيهء مجسّم ساختن صورت واقعى و محدود گردانيدن و مشخّص كردن مصداق خارجى نيز بتواند تعيين كند ، تا « محكم » بوده باشد . چنان كه در آيهء شريفه :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
« 1 » صورت واقعى اين مفهوم را به طور مشخّصى در مىيابيم ، كه عبارت از اين است كه خداوند متعال همانند انسان نيست ، همانند آسمان نيست ، همانند زمين نيست ، همانند كوهها نيست . . . و همانند هيچ شىء از اشياء نيست .
نتيجه بحث و حاصل مطلب اين كه :
« محكم » عبارت است از آن دسته از آيات شريفهء قرآنى كه بر مفهوم معيّن و مشخّص دلالت داشته باشند ، و ما براى آن كه صورت آن معنا و مفهوم را مجسّم گردانيم يا در مصداق معيّنى آن مفهوم را مشخّص سازيم ، نبايد ترديد يا مشكلى داشته باشيم .
« متشابه » عبارت است از آن دسته از آيات قرآنى كه دلالت دارند بر يك مفهوم معيّن كه صورت واقعى و مصداق خارجى آن مفهوم معيّن براى ما در هم آميخته و غير شفاف باشد .
ديدگاههاى اساسى در محكم و متشابه
الف ) ديدگاه امام فخر رازى
رويكرد اوّل ، آن كه « محكم » همان است كه در عرف اصوليّون « مبيّن » ناميده مىشود ، و « متشابه » نيز آن است كه در عرف آنان « مجمل » ناميده مىشود . اين طرح پاسخ با شيوهها و روشهاى متعدّد و متفاوت بيان شده است كه شايد بيان فخر رازى در تفسير كبير وى ، روشنترين و شفّافترين بيان از مسأله باشد . وى انواع مختلف پيوند و رابطهء لفظ و معنا را
هامش
( 1 ) شورى / 11