و آرزو قوّت گرفت كه وى آن پيامبرى باشد كه زمان ظهورش فرا رسيده است ، و مقدمات تحقّق بخشيدن به آن اميد و آرزوى قلبى خويش را ، با انزوا و عبادت خداوند متعال در خلوتى كه در غار حرا برگزيده بود ، فراهم كرد .
در آن خلوتها و بر اثر آن عبادتها ايمانش قوّت گرفت ، و روحش اعتلا يافت ، و افق فكرى او وسعت گرفت ، و روشنايى بصيرت او صد چندان گرديد ، و خرد بزرگ او به آيات و بيّناتى در آسمان و زمين در ارتباط با وحدانيّت خداوند سبحان ، آفرينندهء جهان و تدبير كنندهء امور جهانيان راه يافت ، و بدين وسيله براى هدايت مردمان و بيرون كشيدن آنان از تاريكيها و رهنمون شدن ايشان به روشنايى ، اهليّت پيدا كرد .
آن گاه ، مدتها ، همچنان غرق تفكّر و تأمّل بود و در فراز و نشيب آلام و آمال خود به سر مىبرد ، تا آن كه يقين كرد كه خود همان پيامبر موعود و مورد انتظار است كه قرار است خداوند براى هدايت بشريت برانگيزد ، و اين باور در رؤياهاى صادقانه به هنگام خواب براى او تجلّى كرد ، آن گاه بيشتر و بيشتر قوّت گرفت ، تا جايى كه فرشته در كنار او مجسّم مىگشت و در بيدارى وحى را به او تلقين مىكرد .
اطّلاعاتى كه از طريق اين وحى ، به او مىرسيد ، در اصل ، برگرفته از همان اطّلاعاتى بود كه از طريق يهوديان و مسيحيان دريافت كرده بود ، و به يارى خرد و تفكّر خويش ، ميان درست و نادرست آن اطّلاعات تميز افكنده بود ؛ امّا به گونهاى تجلّى مىكرد كه گويى وحى آسمان است و خطاب آفريدگار عزّ و جل ، كه همان ناموس اكبر ، كه بر موسى بن عمران و عيسى بن مريم و پيامبران ديگر عليهم السّلام نازل مىگرديد ، از جانب خداوند متعال براى او مىآورد .
پاسخ اين شبهه
در مقام بررسى اين نظريه ( نظريهء وحى نفسى ) ، گفتنى است كه اين توهم فكرى در برابر نقد و گفتگوى علمى ، به هيچ روى قدرت ايستادگى ندارد . در عين حال ، مىتوان از سه زاويه به آن پرداخت :
1 . دلايل تاريخى قطعى ، و طبيعت شرايط و محيطهايى كه پيامبر در آنها به سر برده است ،