مىگذارد . اين شيوه مىخواهد انگيزههاى مغرضانه ( و شيطانى خودش ) را تحت پوشش انصاف و ارادت و تجليل پنهان گرداند .
اين طرح را ابتدا يكى از مستشرقان ( در منگهام ) پيشنهاد كرد ، و بعضى مكاتب و احزاب مادّىگرا در بلاد عربى ، از او پيروى كردند .
قرآن وحى نفسى محمّد صلّى اللّه عليه و آله است
خلاصهء آنچه در قالب اين شبهه گفته شده است اين است كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله با نيروى عقل درونى خويش ، و در پرتو آن پاكى و تابناكى روح و روان كه از آن برخوردار بود ، بطلان عقايد و شيوههاى بتپرستانه را كه قوم و قبيلهء او گرفتار آن بودند ادراك كرد ، همان گونه كه به افراد ديگرى از خوشاوندان او اين ادراك دست داده بود .
فطرت پاكيزهء او ، گذشته از برخى شرايط تعيين كننده مانند فقر ، مانع از آن گرديد كه وى خود را با شيوههاى ستم اجتماعى از قبيل فشار و تهديد ، خوردن اموال مردم ، غرقه شدن در شهوات ، مرتكب شدن فحشا ، ميگسارى ، پايكوبى و نوازندگى و ديگر رفتارها و كردارهاى زشت ، آلوده گرداند .
ساليان سال ، مىانديشيد كه چگونه اين مردم را از آن شرك ننگين رهايى بخشد ، و با چه شيوه ، دامان ايشان را از آن همه منكرات و فحشا پاك گرداند .
در طىّ سفرهايش ، يا در خود شهر مكّه با مسيحيان ملاقات مىكرد و دربارهء پيامبران و رسولان الهى كه خداوند آنان را در ميان بنى اسرائيل و اقوام ديگر برانگيخته بود ، و قوم خود را از تاريكى به در آورده و به روشنايى رهنمون شده بودند ، اطّلاعات بسيارى را دريافت مىكرد .
البتّه ، همهء آن اطّلاعاتى را كه از طريق اين مسيحيان به او مىرسيد ، نپذيرفت . زيرا ، در طول تاريخ ، بدعتهايى دامنگير مسيحيّت شده بود ، كه افكار بتپرستانه ، انحرافات عقيدتى مانند اعتقاد به الوهيّت مسيح و مادرش ، و . . . از آن جمله بود .
شنيده بود كه خداوند پيامبرى مانند آن پيامبران از ميان قوم عرب در حجاز بر خواهد انگيخت ، كه عيسى مسيح و پيامبران ديگر به ظهور او بشارت دادهاند ، و در جان او اين اميد