تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
چرا ؟ زيرا : نهى فعلى حين المخالفة متوجّه اين مكلّف است و الّا وجهى براى بطلان نماز او وجود نداشت ، بلكه مثل ناسى غصبيت مىبود . كه حكم به صحّت صلاة او مىشود . چرا كه نهى فعلى متوجّه او نيست . چرا كه حفظ موضوعات همچون يادگيرى آن واجب نيست . به عبارت ديگر : حكم به بطلان نماز در مغصوب ، ظهور دارد در اينكه در زمان بىتوجّهى و عدم التفات ، نهى متوجّه جاهل مقصّر به حكم است و در غير اين صورت دليلى براى باطل بودن نماز او وجود ندارد ، بلكه او همانند فراموش‌كنندهء غصبيّت مىباشد . پس غرض از « و الاعتذار عن ذلك . . . » چيست ؟ اين است كه : برخىها در بطلان نماز جاهل به حكم ، در هنگام مخالفت با نهى ، عذر آورده‌اند به اينكه نمازى كه مورد امر و دستور است ، با غصبى كه در واقع مورد بغض است و كيفر برآن وجود دارد ، اجتماع پيدا كرده است ، كه همين اجتماع در بطلان نماز كفايت مىكند ، حتى اگر بجا آوردن آن نماز بالفعل مورد نهى نباشد و نهى متوجّه جاهل نشده باشد . فتواى مشهور به بطلان نماز ، از باب اجتماع امر و نهى و تقديم جانب نهى و به فعليت رسيدن آن نيست ، تا شما بگوييد : عند المشهور ، حين المخالفة ، نهى فعلى متوجّه جاهل مقصر است و حين المخالفه استحقاق عقاب مىآيد ، پس رأيشان مخالف با رأى صاحب مدارك است . بلكه اين بطلان از باب اجتماع امر با مبغوضيّت ذاتيه است . يعنى چه ؟ يعنى كافى است كه مأمور به در مقام عمل با عملى جمع شود كه ذاتا مبغوض است و موجب عقوبت مىباشد . و لذا موجب بطلان عبادت مىشود . به عبارت ديگر : 1 - نماز جاهل مقصر به غصب با غصبى كه مبغوضيت ذاتيّه دارد ، جمع شده است . 2 - با عملى كه مبغوضيّت ذاتيّه دارد تقرّب به سوى مولى حاصل نمىشود . 3 - عملى كه تقرّب ندارد ، عبادت نيست . پس : نماز جاهل مقصر ، عبادت نيست . چه نهى فعلى باشد چه نباشد . پاسخ جناب شيخ به اين عذرخواهى چيست ؟ مىفرمايد : علاوه بر اينكه خود اين عذر صحيح نبوده و غير قابل قبول است ، با فتواى مشهور فقها ، كه تصريح كرده‌اند به اينكه كسى كه در حال بيرون رفتن از زمين غصبى ، از آن به عنوان واسطه استفاده نمايد ، نمازش صحيح است ، منافات دارد .