تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
ناسى موضوع و چه ناسى هر دو ، عبادتش صحيح است و لكن به نظر ما ، در صحت عبادت ناسى ، مخصوصا در صورتى كه فراموشى از روى تقصير باشد ، اشكالى وجود دارد كه در آن مجال تأمّل وجود دارد ؛ بلكه علّامه حلّى « 1 » ، در مورد فراموش‌كارى كه موضوع را فراموش كرده ، تأمل نموده است ؛ چرا كه از جهت غفلت ، كه موجب فراموشى شده ، رخصت شرعى صادر نشده است . به عبارت ديگر ما مىگوييم : اگر ناسى به حكم باشد و اين نسيان در اثر بىمبالاتى باشد ، مشكل است كه بگوييم عبادت او ، صحيح است و لذا با جاهل مقصّر فرق دارد . و بلكه اين اشكال در ناسى به موضوع نيز وجود دارد ، چرا كه ترخيص شرعى روى عنوان جاهل به موضوع بار شده است و نه روى عنوان ناسى آن . پس مراد شيخ از « فافهم » در پايان عبارت چيست ؟ شايد اشاره به اين باشد كه : اگر جاهل به موضوع مرخّص باشد ، پس ناسى به آن به طريق اولى مرخّص است . چرا ؟ زيرا : با اينكه در حق جاهل احتياط ممكن است ، مع‌ذلك بر او واجب نشده است پس در حق ناسى كه احتياط هم ممكن نيست ، به طريق اولى بايد مرخّص باشد . حاصل مطلب در « و ممّا يؤيّد إرادة المشهور ، الوجه الاوّل دون الأخير . . . » چيست ؟ ارائه شاهد دوم است بر اينكه كلام مشهور با كلام صاحب مدارك فرق دارد و مشهور نظر به احتمال اوّل دارند ، به عبارت ديگر از جمله امورى كه مراد مشهور را در توجّه نهى به غافل ، در هنگام غفلت تأييد مىكند ، تكليف‌هاى موقتى است كه : اگر در هنگام غفلت ، متوجه غافل نباشد ، مستلزم اين است كه كيفرى به تكاليف زمان‌دارى كه جز با فرارسيدن وقتش بر مكلّف تنجّز پيدا نمىكند ، تعلّق نگيرد . بنابراين : اگر فرض شود كه مكلّف در هنگام دارا بودن استطاعت ، از تكليف حج غافل باشد و قبل از داشتن استطاعت نيز تكليفى وجود ندارد . پس سبب و علّتى براى استحقاق كيفر وجود نخواهد داشت ، چرا ؟ زيرا مكلّف ، يا ملتفت است ، يا غافل : و امّا : در هنگام توجّه و التفات به امتثال و فرمانبردارى تكليف حج ، تكليفى نسبت به او وجود ندارد ، زيرا كه فاقد استطاعت است ؛
هامش
( 1 ) - نهاية الاحكام ، ج 1 ، ص 341 .