1 - ورود عبارتست از اينكه : يك دليل پيدا مىشود و موضوع دليل ديگر را حقيقة از بين مىبرد .
فى المثل : شما تاكنون نمىدانستى كه شرب تتن حلال است يا حرام ؟ و لذا اصل برائت جارى كرده ، مىگفتيد حلال است و از آن استفاده مىكرديد .
امّا امروز براى شما يك دليلى علمى رسيده است و يا به خبر متواترى دست پيدا كردهايد كه مىگويد استعمال دخانيات و يا به تعبير ديگر شرب تتن حرام است .
در اين صورت ، آن جهل كه موضوع اجراى برائت بود از بين مىرود و علم جاى آن مىنشيند و لذا اين دليلى را كه براى شما علم آورد ، دليل وارد و آن دليلى كه مىگفت به هنگام جهل به حكم اصل برائت جارى كن و در اينجا از بين رفت ، دليل مورد مىنامند .
2 - و امّا حكومت عبارتست از اينكه : يكى از دو دليل ، با همان دلالت لفظيهاش تعرّض و يا توجّهى داشته باشد به دليل ديگر ، كانّه با يك چشم مدّعاى خود را ثابت مىكند لكن با چشم ديگر و با همان دلالت لفظيهاش بدليل ديگر توجّه داشته آن را تفسير مىكند .
به عبارت ديگر : يكى از دو دليل ؛ مفسّر دليل ديگر مىشود . فى المثل :
در الانسان ، ( اى ) حيوان ناطق ، شما با حيوان ناطق ، انسان را تفسير مىكنى ، لكن بايد توجّه داشته باشيد كه وقتى مىگوييد : ( هو ) و يا به تعبير ديگر ( اى ) اين كلمة ( اى ) نظر به انسان دارد ، چرا كه تفسيريه است .
خلاصه اينكه هميشه دليل حاكم با دلالت لفظيهاش ، تفسيركنندهء دليل محكوم است .
3 - و امّا تعارض عبارتست از اينكه : مدلول دو دليل باهم ناسازگار و متنافى هم هستند .
به عبارت ديگر :
در متعارضين ، هيچيك از دو دليل ، با دلالت لفظيه ، تعرّض و يا توجّهى به دليل ديگر ندارد ، بلكه هريك مستقلّا رساننده مطلبى است كه ناظر به مطلب دليل ديگر نيست ، لكن وقتى عقل به معناى اين دو نظر مىكند ، متوجّه مىشود كه معنا و مدلول دو دليل در تعارض بوده و هريك ديگرى را نفى مىكند .
فى المثل : دقت نظر و توجّه شما به معناى اكرم العلماء و لا تكرم العلماء ، مستلزم ناسازگارى و يا عدم سازش ميان اين دو معناست .
جناب شيخ چگونه مىتوان پى برد كه فلان دليل حكومت دارد مىآورد و يا اينكه در تعارض با دليل ديگر است ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 351
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٥١