ثانيا : اصلا نيازى به چنين كشفى نيست تا شما بگوييد : ما علم به وجود مصلحتى كه بتواند با ضرر مقابله كند نداريم ، بلكه على تقدير شمول ممكن است قائل به قول سوّم بگويد : ما عموماتى داريم كه از آنها استفاده مىشود كه مصلحتى وجود دارد كه تدارككنندهء ضرر مىباشد . مثل حديث : « أفضل الأعمال احمزها » و يا مثل عبارت : « الأجر على قدر المشقّة » كه در السنهء قوم جارى است .
حاصل مطلب اينكه :
حق در پاسخ همانى است كه گفته شد كه حكومت ادلّهء ثانويّه و ورود اين ادله در مقام امتنان است كه سبب اين تقديم مىشود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣١٠