تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
در اينجا اصل برائت از وجوب وضوى ضررى و يا روزهء ضررى دفاع از قاعدهء لا ضرر دارد ، و لذا حديث لا ضرر رجحان دارد . و يا فى المثل : 1 - اطلاق اوفوا بالعقود ، معامله را لازم مىداند اعم از اينكه ضررى باشد يا غير ضررى بايد به آن عقد و يا هر عقدى ملتزم شد . 2 - قاعدهء لا ضرر مىگويد : خير اگر عقدى غررى و يا ضررى باشد جايز بوده و قابل فسخ است . حال : اجراى اصل عدم لزوم چنين عقدى هم مرجّح لا ضرر است و لذا مقدّم مىشود . پس مراد از « فهو خلاف ما يقتضيه التدبّر فى نظائرها . . . » چيست ؟ پاسخ جناب شيخ است به نظريهء فوق مبنى بر اينكه : اين سخن از روى تأمّل و تفكر نيست ، بلكه از روى مسامحه زده شده است ، بدين معنا كه اگر اين حضرات در لا ضرر و نظائر آن تدبّر و تأمّل مىكردند متوجه مىشدند كه : اوّلا : چنان كه بيان خواهيم كرد اينجا ميدان باب تعارض نيست ، بلكه ميدان حكومت است . ثانيا : به فرض كه اينجا ميدان و مجراى باب تعارض باشد ، وقتى پاى مرجّح داخلى در كار است كه همان صدور حديث لا ضرر و لا حرج در مقام امتنان است و سبب مىشود كه اين حديث آبى از تخصيص باشد و تقديم ادلّهء عناوين اوليه خلاف امتنان است ، چه نيازى به مرجّحات خارجيه از قبيل اجماع و اصل مىباشد ؟ به عبارت ديگر : مقام امتنان در تقديم ادلّه عناوين ثانويه بر ساير عمومات كفايت مىكند . جناب شيخ در تبيين مطالب فوق بفرماييد چگونه اين حضرات در ما نحن فيه دچار كم‌تأمّلى شده‌اند ؟ از آنجا كه دو دليل متعارض ممكن است عامّين من وجه و يا عام و خاص مطلق و يا متباينند باشند ، فى المثل : 1 - مثل : اكرم العلماء و لا تكرم الفسّاق كه عامّين من وجه‌اند و باهم تعارض دارند . 2 - و مثل : اكرم العلماء و لا تكرم النحاة كه عام و خاص‌اند و متعارضين‌اند . 3 - و مثل : اكرم العلماء و لا تكرم العلماء كه متباينين‌اند و باهم تعارض دارند . ابتداء به ذهن حضرات آمده كه نسبت ميان لا ضرر و ساير ادله عموم و خصوص من وجه است ، و لذا تعارض دارند . حال :