از آن دو به طور معين ( يعنى عام بر خاص ) ، در صورتى كه آن ديگرى به لحاظ دلالت قوىتر است ( يعنى بايد ديد كه كداميك راجح و كدام مرجح است فى المثل : پس از بررسى متوجه مىشويم كه لا تكرم النّحاة دلالتش قوىتر از اكرم العلماء است چرا كه شامل شدن اكرم العلماء به نحات به سبب عموم آن است و نه به نصّ و لكن شمول لا تكرم النحاة به علماء ، به نصّ است به همين خاطر دلالتش قوىتر است ، و لذا آن را مرجح قرار مىدهيم برآن يكى ديگر ) .
پس : اين ديگرى كه قوىتر است ( يعنى لا تكرم النحاة ) قرينهء عقليّه است بر مراد و مقصود از آن ديگرى ( كه اكرم العلماء است ) ، درحالىكه در مدلول لفظى ( يعنى لا تكرم النحاة ) ، تعرّض و تفسيرى بر بيان مراد از ( اكرم العلماء ) وجود ندارد .
خير ، ( بدون اكرم العلماء نيز مىتوان گفت لا تكرم النحات ) ، و از آنجا كه با دلالت لفظيهاش تفسيرى ندارد ، ملاحظه و در نظر گرفتن ترجيح داشتن آن در قرينه ، واجب است ، چرا كه قرينيت ( تعارض يكى بر ديگرى ) به خاطر ضميمه ( شدن ) مرجّح به حكم عقل است .
و امّا وقتى اين دليل ، با مدلول لفظىاش ، كاشف از حال دليل ديگر باشد ( كه در اين صورت حاكم و محكوم ناميده مىشود ) ديگر نيازى به در نظر گرفتن مرجّح براى آن نيست بلكه دليل حاكم با همان مدلول سادهء خودش براى قرينه بودن متعين است ( و احتياجى نيست كه از جاى ديگرى مرجّحى براى آن پيدا شود ) .
تشريح المسائل
مقدمة بفرماييد عناوين به طور كلّى در اسلام بر چند دستهاند ؟
بر دو دستهاند :
1 - عناوين اوّليه . 2 - عناوين ثانويه .
ادلّه بر چند دستهاند ؟
بر دو دستهاند : 1 - ادلّهء عناوين اوليّه ؛ 2 - ادلّهء عناوين ثانويّه .
ادلّهء احكام يا عناوين اوّليّه كداماند ؟
1 - در عبادات از قبيل :
أَقِيمُوا الصَّلاةَ . . . ، *
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ . . . ،
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ
و هكذا . . .
2 - در معاملات از قبيل :
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ . . . ،
« المؤمنون عند شروطهم » ، « النّاس مسلّطون على اموالهم » و هكذا . . .