و لذا مىگوييم : رفع نزاع به سوى حكام جور حرام است ، لكن اگر احقاق حقّى بر اين امر يعنى بردن نزاع نزد حاكم جور بستگى داشته باشد به نحوى كه اگر شكايت نزد آنها نبرد ، حق و يا حقوقش پايمال مىشود اسلام به حكم قانون لا ضرر ، راضى نشده كه مسلمان متضرّر شود و لذا به او اجازه داده شده است كه جهت گرفتن حقّش به محاكم قضائى حكومت جور مراجعه كند ، و حقش را دريافت نمايد .
پس مراد از « و منه : برائت ذمّة الضارّ . . . » چيست ؟
اين است كه : همانطور كه در اجراء قاعدهء لا ضرر تفاوتى بين حكم تكليفى و وضعى نمىباشد همينطور هم تفاوتى ميان احداث و ايجاد ضرر و ابقاء آن وجود ندارد ، يعنى :
1 - اگر وجود و يا حرمت يا لزومى و . . . موجب احداث ضرر شود ، مثل غسل و يا وضو يا روزهاى كه شخص را بيمار سازد و يا لزوم بيعى كه طرف را مغبون كند و . . . در اسلام تشريع نشده است .
2 - و نيز اگر اين وجوب و يا لزوم و . . . سبب ابقاء ضرر ايجاد شده گردد ، باز تشريع نشده است ، فى المثل : فردى كه مريض است ، در صورتى كه با آب سرد غسل كند ، بيمارى او شديدتر مىشود و يا اينكه ادامه مىيابد ، غسل كردن و يا وضو گرفتن با آن آب براى او واجب نيست چرا كه اسلام چنين حكمى را نيز تشريع نكرده است .
منظور از ابقاء ضرر چيست مثال بزنيد ؟
يكى از مثالهاى ابقاء ضرر اين است كه : مثلا به فرد ديگرى ضرر و زيانى وارد كنيد مثلا درب قفس مرغ و خروس او را باز كنيد و در اثر آن پرندههايش رفته و متوارى شوند .
در اينجا : اگر شما بگوييد كه من با دست خودم پرندههاى او را فرارى ندادهام بلكه تنها درب قفس آنها را باز كردهام و لذا شك دارم كه آيا ضامن خسارت واردهء به او هستم يا نه ؟
نمىتوانيد از اصل برائت ذمه استفاده كرده خود را از ضمان رها كنيد ، چرا ؟
زيرا به مالك زيان وارد شده است كه با اجر اين حكم آن زيان و ضرر همچنان به قوّت باقى است و لكن به حكم قاعدهء لا ضرر حكمى كه موجب ابقاء ضرر باشد در اسلام تشريع نشده است ، بلكه بايد حكمى جارى شود كه متناسب با جبران اين خسارت وارد شده بر مالك باشد و آن همان ضمانت مسبّب است .
پس غرض از « الّا انّه : قد ينافى هذا قوله » چيست ؟
اشاره به مشكلهاى است كه در مثال فوق وجود دارد و آن تناقضى است كه در ميان صدر و ذيل حديث لا ضرر وجود دارد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٨٩