در تبيين مطلب مثالى از اجراء لا ضرر در احكام وضعيه فى المثل لزوم بيع بزنيد ؟
فى المثل ما مىدانيم كه :
بيع از جمله عقود لازمه است ، و لذا پس از تحقّق عقد بيع ، به حكم آيهء :
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
بر هريك از فروشنده و خريدار واجب است كه به عقد خويش وفادار باشند و آن را نقض نكنند .
حال : دو نفر باهم معاملهاى مىكنند و لكن يكى از آن دو گول خورده و مثلا كالاى پربها و گرانقيمتش را ارزان به آن ديگرى فروخته است و يا اينكه كالاى كمارزش و ارزان را با بهاى سنگين و گران از آن ديگرى خريده است و لكن پس از معامله متوجّه مىشود كه مغبون شده است . در اينجا اگر بگوييم بيع لازم است و لذا هيچيك از طرفين حق ندارد كه معامله را فسخ كند ، مستلزم متضرّر شدن شخص مغبون مىباشد .
حال از آنجا كه به حكم قانون لا ضرر ، وجوب و لزوم وفاى ضررى در اسلام تشريع نشده است ، اين فرد مغبون حق خيار فسخ دارد ، كه مىتواند با اعمال و اجراى اين حق ، جلوى ضرر خودش را بگيرد .
و يا دو نفر مثلا در مال غير منقولى از قبيل زمين و يا خانه و . . . به صورت مشاع با يكديگر شريك هستند ، پس از مدّتى يكى از اين دو شريك حصّه مشاعهء خودش را به فرد ثالثى مىفروشد .
در اينجا اگر بگوييم به مجرّد اجراء عقد اين معامله لازم مىشود و شريك ديگر اين بايع ( شفيع ) حق اخذ به شفعه ندارد ، مستلزم متضرّر شدن وى مىشود .
چرا ؟ زيرا با خلق و خو و رفتار شريك جديد آشنايى نداشته و نمىداند كه آيا باهم سازش دارند يا نه ؟
در اينجا نيز به حكم قاعدهء لا ضرر ، لزوم برداشته شده و اين آقاى فروشنده و به عبارت ديگر شفيع مىتواند با اخذ به شفعه تمام زمين را به ملك خويش درآورده و جلوى ضرر خودش را بگيرد .
مثالى از اجراء لا ضرر در احكام تكليفيه بزنيد ؟
فى المثل ما مىدانيم كه در اسلام :
طهارت مائيه يعنى غسل يا وضوء براى نماز واجب است ، چرا كه در قرآن آمده است كه :
1 -
إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ . . . .
2 -
وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً . . . فَاطَّهَّرُوا .