تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
بنابراين : اگر كريت مقدّم باشد اين آب پاك است و چنانچه ملاقات مقدّم باشد ، اين آب نجس است . در اينجا : شما يا ما حق نداريم كه اصالة عدم الكرية جارى كنيم ، چرا كه اين آب محكوم به نجاست شده و شما به زحمت مىافتيد . جناب شيخ نظر شما در رابطهء با حكم جناب فاضل چيست ؟ به ايشان مىگوييم : خير ، مىتوانيد كه اصالة عدم الكريه جارى كنيد و در نتيجه حكم به نجاست اين آب كنيد . به عبارت ديگر : اصل عدم الكريه جارى كرده ، رفع المانع مىكنيد ، در نتيجه مقتضى كه ملاقات است ، اثر كرده ، آب محكوم به نجاست مىشود ، چه اشكالى دارد . عيب اين مثال چه بود ؟ اجراى اصل در يك طرف مواجه مىشد با اجراى اصل در طرف ديگر ، يعنى كه مبتلاى به معارض بود . جناب شيخ آن نكتهء ادبى مورد توجّه شما در بحث تقدّم و تأخر چيست ؟ اين است كه : آيا اين تقدّم در عبارت الاصل عدم تقدّم الكريه و يا الاصل عدم تقدّم الملاقاة ذاتى بوده و از صفات اصليه هستند يا اينكه نه از اوصاف انتزاعيه مىباشند ؟ به عبارت ديگر : آيا هريك از اين تقدّم و تأخر ، خود از صفات موجوده در خارج هستند و يا اينكه ما آنها را از موضوعات خارجيه انتزاع مىكنيم ؟ و لذا در پاسخ به اين سؤال مىگوييم : اين‌ها از موضوع و يا موضوعات خارجيه انتزاع مىشوند . جناب شيخ ، تقدّم از كجا و چگونه انتزاع مىشود ؟ من وجود شىء عدم وجود شىء آخر ، فى المثل : وقتى به خانه آمدم ، زيد را در خانه ديدم و حال آنكه به خانه نيامده بود و بعد آمد . و لذا : رؤيت زيد تقدّم دارد بر رؤيت عمر و بالعكس كه تأخر از آن انتزاع مىشود . تقارن از چه امرى انتزاع مىشود ؟ برخى گفته‌اند : از عدم وجود شىء ، حين وجود شىء آخر و به عبارت ديگر : اصل اين است كه : آن يكى نبوده است قبل از بودن اين يكى و اصل اين است كه : اين نبوده است ، قبل از بودن آن يكى ، يعنى : نبودن اين حين بودن آن و نبودن آن حين بودن اين و لذا : عدم تقدّم در اين دو ، نتيجه مىدهد تقارن را .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 272 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى