3 - تارة هم اين آب مشكوك الكريه با نجس ملاقات مىكند ، لكن يا حالت سابقه ندارد و يا اگر دارد ما از آن اطلاعى نداريم تا اينكه بتوانيم اصل جارى كنيم .
در اينجا دو وجه وجود دارد : يك وجه براى پاك بودن آن ، و يك وجه براى نجس بودن آن پس اگر گفته شود كه :
1 - اين آب با نجس ملاقات كرده است ، ملاقات هم مقتضى انفعال و نجاست است .
2 - شك داريم كه اين آب كرّ است يا نه ؟ يعنى شك داريم كه آيا در برابر مقتضى مانعى از انفعال وجود داشته است يا نه ؟
برخى بر اين باورند كه الشكّ فى المانع بمنزلة العلم به عدم المانع است .
برخى نيز معتقدند كه الشكّ فى المانع ، ليس بمنزلة العلم به عدم المانع .
و لذا :
دستهء اول حكم مىكنند به اينكه مقتضى موجود و چون شك در مانع به منزلهء علم به عدم المانع است ، مانع هم مفقود ، پس اين آب نجس است .
2 - دستهء دوم مىگويند : بله ، مقتضى موجود است و لكن شك ما در عدم المانع به منزلهء علم به عدم المانع نيست .
به عبارت ديگر :
1 - اين آب قبل از ملاقات با نجس پاك بود .
2 - با نجس ملاقات كرد و لكن ملاقات به تنهايى مؤثر در انفعال موضوع نيست .
3 - ملاقات مقتضى انفعال است ، لكن عدم المانع را نيز لازم دارد .
4 - در اينجا در وجود مانع شك داريم .
پس : استصحاب مىكنيم طهارت اين آب را .
خلاصه اينكه :
يك وجه نتيجه داد طهارت الماء را و يك وجه نتيجه داد نجاست الماء را .
جناب فاضل در مثال سوم خود چه مىگويد ؟
مىفرمايد : آبى در اختيار ماست كه مىدانيم :
1 - قطعا به حدّ كرّ رسيده است .
2 - قطعا هم با نجس ملاقات كرده است .
3 - نمىدانيم كريت آن مقدّم است و يا ملاقاتش با نجس ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٧١