تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
3 - تارة هم اين آب مشكوك الكريه با نجس ملاقات مىكند ، لكن يا حالت سابقه ندارد و يا اگر دارد ما از آن اطلاعى نداريم تا اينكه بتوانيم اصل جارى كنيم . در اينجا دو وجه وجود دارد : يك وجه براى پاك بودن آن ، و يك وجه براى نجس بودن آن پس اگر گفته شود كه : 1 - اين آب با نجس ملاقات كرده است ، ملاقات هم مقتضى انفعال و نجاست است . 2 - شك داريم كه اين آب كرّ است يا نه ؟ يعنى شك داريم كه آيا در برابر مقتضى مانعى از انفعال وجود داشته است يا نه ؟ برخى بر اين باورند كه الشكّ فى المانع بمنزلة العلم به عدم المانع است . برخى نيز معتقدند كه الشكّ فى المانع ، ليس بمنزلة العلم به عدم المانع . و لذا : دستهء اول حكم مىكنند به اينكه مقتضى موجود و چون شك در مانع به منزلهء علم به عدم المانع است ، مانع هم مفقود ، پس اين آب نجس است . 2 - دستهء دوم مىگويند : بله ، مقتضى موجود است و لكن شك ما در عدم المانع به منزلهء علم به عدم المانع نيست . به عبارت ديگر : 1 - اين آب قبل از ملاقات با نجس پاك بود . 2 - با نجس ملاقات كرد و لكن ملاقات به تنهايى مؤثر در انفعال موضوع نيست . 3 - ملاقات مقتضى انفعال است ، لكن عدم المانع را نيز لازم دارد . 4 - در اينجا در وجود مانع شك داريم . پس : استصحاب مىكنيم طهارت اين آب را . خلاصه اينكه : يك وجه نتيجه داد طهارت الماء را و يك وجه نتيجه داد نجاست الماء را . جناب فاضل در مثال سوم خود چه مىگويد ؟ مىفرمايد : آبى در اختيار ماست كه مىدانيم : 1 - قطعا به حدّ كرّ رسيده است . 2 - قطعا هم با نجس ملاقات كرده است . 3 - نمىدانيم كريت آن مقدّم است و يا ملاقاتش با نجس ؟