تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
خود اصل است شما به دنبال نتيجه از خود اصل هستيد ، اصل مثبت نبوده و اجراى اين اصل‌ها بلا مانع است ، لكن چه كنيم كه اجراى اصل در اينجا نيز مبتلاى به معارض است . فى المثل : دو اناء داريد ، مىگوييد اصل اين است كه اين اناء پاك است و يا اثبات اين طهارت به دنبال اثبات نجاست آن يكى اناء نيستيد ، اصل شما مثبت نيست و لكن اجراى همين اصل در اناء ديگر در تعارض با اجراى آن در اين اناء روبرو مىشود . يعنى : همان‌طور كه شما مىگوييد : الاصل طهارة هذا الاناء ، مىتوان گفت كه خير ، الاصل طهارة ذاك الاناء . و يا همان‌طور كه شما مىگوييد : الاصل عدم الكرية ، در مقابل مىتوان گفت خير الاصل عدم الملاقاة . و لذا چون تعارضا ، تساقطا . جناب شيخ حكم آب مشكوك‌الكريه‌اى كه با نجس ملاقات مىكند چيست ؟ سه صورت دارد : 1 - تارة اين آبى كه اكنون مشكوك الكريه است و اكنون ما شك داريم كه به كرية رسيده است يا نه ؟ سابقا كرّ نبوده است . اينجا جاى استصحاب عدم الكريه است ، و حال آنكه جناب تونى فرمود ، حق استصحاب عدم الكريه را نداريد ، چرا كه آب محكوم به نجاست شده و بايد از آن اجتناب نمود . به عبارت ديگر ما مىگوييم : ملاقات با نجس مقتضى تنجس است ، مانع هم كه كريت است با جريان اصل استصحاب بر داشته مىشود ، مقتضى هم كار خودش را مىكند . 2 - تارة اين آبى كه اكنون مشكوك الكريه است ، سابقا كرّ بود ، و لكن در اثر برداشته شدن مقدارى از اين آب است كه اكنون در كريت آن شك داريم ، از طرفى هم با نجس ملاقات كرده است . به عبارت ديگر : آبى است مشكوك الكريه ، با نجس ملاقات كرده است ، اكنون شك داريم كه نجس شده است يا نه ؟ در اينجا برعكس صورت قبل استصحاب مىكنيم كريت آن را ، يعنى : اين آب كرّ بود ، اكنون هم كرّ است و يا اين استصحاب كريت ايجاد مانع از نجاست مىكنيم . يعنى : ملاقات با نجس مقتضى انفعال است و كريت مانع از آن ، با استصحاب كريت ايجاد مانع از انفعال كرده ، حكم به طهارت اين آب و قابل استفاده بودن آن مىكنيم .