تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
در اينجا : اگر شما بگوييد : الاصل عدم تقدّم الكرية على الملاقاة ، لازمهء عادى آن اين است كه : پس ملاقات مقدّم شده بر كريت . به عبارت ديگر : وقتى كرّيت مؤخّر باشد از ملاقات ، ملاقات هم مقدّم شده است بر كرّيت . جناب شيخ اين ملازمه در قالب قضاياى كليّه قرار دارد و يا قضاياى جزئيّه و شخصيّه ؟ فرقى نمىكند ، كه در قالب يك قضيّهء كليّه باشد و يا جزئيّه . فى المثل : 1 - نفى احد الضدّين لا ثالث لهما ، مستلزم اثبات ضدّ اخرى ، يك قضيّهء كليّه است . 2 - و يا الاصل عدم تقدم احد الحادثين مستلزم تقدّم حادث اخرى ، يك قضيّهء كليّه است . 3 - يا در انائين مشتبهين وقتى مىگوييم : الاصل عدم نجاسة هذا الاناء ، مستلزم نجاسة ذلك الاناء يك قضيه شخصيه است . آيا اجراى اصل در يك موضوعى حكم را براى همان موضوع ثابت مىكند يا براى موضوع ديگر ؟ گاهى حكم ديگرى را در همان موضوع اثبات مىكند و گاهى هم در موضوعى ديگر . چگونه ؟ فى المثل : 1 - وقتى مىگوييم : الاصل عدم الكرية و يا الاصل عدم تقدّم كرية هذا الماء ، نتيجه‌اش اين مىشود كه پس ملاقات مقدّم شده است بر كرّيت ، نتيجهء اين تقدّم هم ، نجس شدن همين آب است كه عدم الكريه را روى آن اجرا كرديم . يعنى : اجراى اصل عدمى روى اين آب موجب اثبات حكم نجاست روى همين آب شد . 2 - لكن وقتى در انائين مشتبهين مىگوييم : اصل اين است كه اين اناء پاك است ، لازمه‌اش اين است كه : پس آن يكى اناء نجس است . يعنى : ما اصل برائت از نجاست را در اين يكى ظرف اجرا كرديم ، لكن حكم نجاست براى طرف ديگر و يا موضوع ديگر اثبات شد . جناب شيخ به نظر شما آيا مىتوان اصول مذكور را در اين‌گونه جاها اجراء كرد يا نه ؟ دو صورت دارد كه حساب هر صورتى در جاى خودش روشن است ، يعنى : 1 - اگر هدف شما از اجراى اين اصل‌ها در يك طرف اين باشد كه براى آن طرف ديگر حكم ثابت كنيد ، اصل شما مىشود اصل مثبت ، اصل مثبت را ما حجّت نمىدانيم . چرا ؟ زيرا : اين‌ها از مقارنات اتفاقيه است و ممكن است كه هر دو اناء پاك و يا هر دو اناء نجس باشد . 2 - و اگر هدف شما از اجراى اين اصل‌ها اثبات حكم براى طرف ديگر نباشد ، بلكه هدف