نه درجهء اوّل ظن كفايت مىكند ، و نه تحصيل علم لازم است ، بلكه بايد بينابين باشد .
يعنى بايد به قدرى ادلّه را فحص بكند كه براى او اطمينان حاصل شود كه دليلى بر وجوب تكليف وجود ندارد .
براى حصول اين اطمينان در چه امورى بايد فحص كند ؟
از آنجا كه اعصار و نيازهاى درون هر عصر متفاوت است مىگوييم :
1 - در اعصار گذشته لازم بود كه اصول اربعه مائه را فحص كند ، چنان كه در زمان ائمه بايد به حضور ائمه عليهم السّلام مىرسيد .
2 - در عصرهاى بعدى علاوه بر اصول اربعه مائه ، كتب ديگر از جمله قسمتى از كتب شيخ صدوق ، خصال و امالى و . . .
چرا تحصيل علم در اين فحص لازم نيست ؟
زيرا فحص تا تحصيل علم در ادلّهء همهء احكام براى يك مجتهد ميسور نيست و چهبسا تنها موفق به بررسى چند حكم شده و از بررسى ما بقى احكام باز بماند .
اگر فقيهى دچار چنين مشكلى شده و در عمدهء مسائل بدون تفحص و تحقيق بماند وظيفهاش چيست ؟ آيا مىتواند به احتياط عمل كند ؟
خير ، اگر قرار باشد ، هركجا شك مىكند ، احتياط كند ، براى او عسر و حرج لازم مىآيد .
آيا مىتواند در آن مسائل باقى ماند ، از مجتهدى ديگر تقليد كند ؟
اگر مشى آن مجتهد در استنباطش مورد رضايت اين مجتهد متفحص باشد ، امكان دارد كه با حصول چند شرط تقليد از او برايش جايز باشد .
1 - در مقدّمات ، مبانى و طريق اجتهاد موافق باشند .
2 - مجتهد متفحص ، خود در تمام مسائل به اندازهء اطمينانش تفحص و اجتهاد آنگاه در رابطهء با آن مسائلى كه امكان دستيابى به دليل برايش حاصل نشده به آن مجتهد مراجعه كند .
چرا ؟ زيرا اگر فحص نكرده بخواهد از نظر مجتهد ديگر استفاده كند ، شك مىكند كه آيا نظر آن مجتهد ديگر برايش ارزش دارد يا نه ؟ كه گفته شد : اذا شكّ فى حجيت شىء ، الاصل ، عدم الحجيّة .
اگر اين مجتهد متفحص مراجعه كرد به مجتهد ديگر و ديد كه او در آن مسائل برائت جارى كرد ، چه ؟
متوجه مىشود كه او نيز فحص كرده و به دليل نرسيده و لذا تعاضد حاصل مىشود .
اگر مراجعه كرد و ديد كه مجتهد ديگر فتوى به وجوب و حرمت داده است چه ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٦٥