خير ، مردود است . چرا ؟ زيرا :
1 - آنچه از ادلّه ظاهر مىشود اين است كه : آنچه بجا آورده شده يعنى نماز تمام ، در حقّ جاهلى كه تعلّم را ترك كرده و مقصّر است ، مأمور به مىباشد ؛ مثل روايتى كه در جهر و اخفات وارد گرديده كه امام عليه السّلام در پاسخ فرمودند : « تمّت صلاته » « 1 » ، و مثل رواياتى كه دلالت دارند بر اينكه مكلّف وظيفهء خود را انجام داده است .
2 - و در مواردى كه غير واجب بدل از واجب واقعى قرار مىگيرد ، عدم وجوب بدل را منع مىكنيم ؛ بلكه در آن موارد ، ظاهرا امر واقعى ساقط مىشود و امر و دستور ، به بدل تعلّق مىگيرد .
جناب شيخ توجيه راه سوّم چيست ؟
همان چيزى است كه مرحوم كاشف الغطاء ذكر فرموده است كه عبارتست از اينكه :
تكليف به تمام خواندن نماز مترتّب است بر معصيت شارع به واسطهء ترك شكسته خواندن نماز .
چرا ؟ زيرا :
شارع او را مكلّف به خواندن نماز شكسته كرده ، و نماز تمام خواندن ، معصيت شارع در انجام تكليف به نماز شكسته مىباشد .
كاشف الغطاء اين راه را در مسئله ضد بيان كرده است به اينكه : همزمان دو واجب وجود دارد كه وقت هر دو تنگ است ، لكن يكى مهمتر است و ديگرى مهم است ، و مكلّف نسبت به مهمتر ، امتثال و فرمانبردارى نمىكند ، و مهم را انجام مىدهد . « 2 »
جناب شيخ نظر شما در رابطهء با اين نظريه چيست ؟
اين نظريه نيز مردود است ، چرا كه نظريهء ايشان مبتنى بر ترتب يكى از آنها بر ديگرى است ، يعنى پس از ترك مهمتر ، كه موجب تحقيق معصيت است ، مهم برآن مترتب مىشود ؛ و حال آنكه ميان نماز شكسته و تمام چنين ترتّبى قابل تعقّل و تصوّر نيست . چرا ؟
زيرا تكليف به نماز تمام ، منحصرا پس از تحقّق معصيت نسبت به تكليف اوّل ، كه نماز شكسته است ، و حادث شدن تكليف دوم ، قابليت تعقّل و تصور دارد ؛ مثل كسى كه نماز با وضو يا غسل را بجا نياورد ، و به سبب تنگ شدن وقت نماز ، مكلف به خواندن نماز با تيمّم است .
جناب شيخ فرموديد كه اجراء اصالة البراءة متوقّف بر فحص است ، بفرماييد مقدار اين فحص چقدر بايد باشد ؟ و عمدهء بحث در رابطهء با كداميك از مقلّد و مجتهد است ؟
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 6 ، ص 86 ، ح 1 .
( 2 ) - كشف الغطاء ، ص 270 .