اگر اين عبادت و يا نماز را كه برطبق اصل برائت انجام داده است با قصد قربت انجام داده باشد ، براى قبول عبادتش راه اميدى وجود دارد .
و اگر عبادتى را كه طبق اصل برائت انجام داده بدون قصد قربت انجام داده باشد باطل است و هيچگونه اميدى به قبولى عبادتش وجود ندارد .
جناب شيخ كدام جاهل است كه عملش را مطابق اصل برائت انجام دهد ، قصد قربت هم بكند ؟
همان جاهلى كه احتمال نمىدهد كه سوره جزء نماز باشد ، و از آن غفلت دارد ، و لذا ( 9 ) جزء را به قصد قربت انجام مىدهد و ترديد هم در صحت آن ندارد .
منتهى قصد وجهش يا ازآنجاكه غافل بوده است ناشى شده است و يا از آنجا كه به ابوين خود و امثال آنها نگاه كرده ديده كه آنها بدون سوره مىخوانند ، و هكذا .
مرادتان از اينكه براى قبولى عبادت چنين جاهلى راه اميدى وجود دارد چيست ؟
اين است كه : اگر چنين كسى بعدا متوجّه شود كه نسبت به مسئله غافل بوده است و يا اينكه اشتباه كرده است كه در اينجا از والدين متابعت نموده است ، بايد فحص كند .
اگر عملش مطابق با واقع درآمد ، عبادتش صحيح است و ديگر قضا لازم ندارد . اگر عملش مخالف با واقع درآمد بايد عملش را از نو بجا آورد ، اداء يا قضاء .
جناب شيخ اگر اين جاهل متوجّه باشد كه سوره جزء نماز است و لكن از روى تقصير يعنى بدون اجتهاد و يا تقليد ، اصل برائت جارى كند و يك نماز « 9 » جزئى بخواند چه ؟
نمازش باطل است ، و لو بعدا معلوم شود كه عبادتش مطابق واقع بوده است .
چرا ؟ زيرا : آدم جاهلى كه متزلزل است عبادتش را به احتمال وجه انجام مىدهد و نه به قصد وجه و لذا نيتش باطل است و در نتيجه عبادتش باطل .
جناب شيخ مگر شما بارها نفرموديد كه احتمال وجه براى عبادت كفايت مىكند ، پس چطور در اينجا مىفرماييد چون اين فرد عبادتش را با احتمال وجه انجام داده است عبادتش بلافايده است ؟
بله ، آنجا كه مىگفتم كه احتمال وجه براى صحّت عبادت كافى است ، در جايى بود كه انجام عبادت با احتمال وجه خودش ، احتياط به حساب مىآمد ، و حال آنكه در اينجا انجام عبادت با احتمال وجه احتياط به حساب نمىآيد .
جناب شيخ منظورتان چيست ؟
اين است كه : يكوقت آدم جاهل ، تنها جهل دارد يعنى فاقد علم است ، يعنى نمىداند كه مثلا دعاء عند الهلال واجب است يا نه ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٥٨