تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
فى المثل : فلان مكلّف مىرود و عقدى را جارى مىكند ، اگر اين عقد واقعى باشد ، يعنى عقدى باشد كه مورد نظر شارع است ، مسبّبش نيز به همراهش محقّق مىشود . و در صورتى كه اين عقد و يا به تعبير ديگر سبب ، واقعى نباشد ، مسبّب نيز حاصل نمىشود . حاصل مطلب اينكه : آن شروطى را كه مرحوم نراقى قائل شده است و مىگويد كه : 1 - ببينيد اين مكلف ، عملش را عن اعتقاد انجام داده است يا از روى تزلزل . 2 - و يا اينكه فرمود : بايد ديد كه واقع مسئله در دست است و يا اينكه مسئله اجتهادى است . 3 - و يا اينكه فرمود : بايد ديد كه مكلّف از اوّل بوده يا بعدا مقلّد شده . 4 - و يا اينكه فرمود : بايد ديد كه اثر خصوصى است و يا عمومى ، اگر خصوصى است تقليد بعدى مكلف از مجتهد اثر نداشته و براى او بىفايده است و در صورتى كه اثر نوعى باشد ، اثر برآن مترتّب مىشود . هيچ‌يك در صحت يا عدم صحت مسبّب تأثيرى ندارد ، بلكه در صورتى كه سبب واقعى باشد ، مسبّب محقّق شده و مطابق با واقع خواهد بود . جناب شيخ حاصل و نتيجهء فكر و نگاه شما به مسئله چيست ؟ اين است كه : وقتى انسان عملى را از روى جهل انجام داد ، وظيفهء دارد كه برود و بررسى كند ، ببيند عملش مطابق با واقع بوده است يا نه ؟ اگر مطابق با واقع درآمد ، از همان اوّل يعنى با شروع عمل ، اثر برآن مترتّب مىباشد چه شخصى باشد و چه نوعى . و چنانچه مخالف با واقع درآمد ، هيچ اثرى برآن مترتب نخواهد شد . شيخنا مرادتان از واقع كدام واقع است ؟ فرقى نمىكند ، چه اين واقع را علما بدانيد يا اجتهادا و يا از روى تقليد ، چرا كه هريك از اين‌ها خود طريق الى الواقع هستند ، و شما بايد از يكى از اين طريق به واقع برسيد . جناب شيخ نظرتان را در رابطه با معاملات جاهل مقصّر دانستيم و لذا بحث خود را در رابطه با عبادات جاهل مزبور مطرح كرده از شما مىپرسيم كه : اگر جاهل مقصّر يعنى فرد بدون اجتهاد و تقليد ، عبادتى را مطابق با اصالة البراءة انجام داده باشد حكمش چيست ؟ فى المثل : نمىدانسته است كه نماز ( 10 ) جزئى واجب است و يا ( 9 ) جزئى ، و لذا نسبت به سوره اصل برائت جارى كرده و اقل را كه ( 9 ) جزئى است بجا آورده است آيا اين عبادت از جاهل مزبور صحيح است يا باطل ؟