فى المثل : شارع مقدّسه فرموده است :
اگر گوسفند را چنين ذبح كنيد گوشتش حلال است ، اين حلال مجعول شارع است و لكن گوسفند شارع نيست ، بلكه يك موضوع خارجى است .
پس : آنچه را كه شارع جعل فرموده ، آن حلال بودن است كه آن را مثلا برده است روى گوشت گوسفند ، منتهى ما سببيت را از آن انتزاع مىكنيم و مىگوييم : ذبح كذايى سبب للحليّة .
يعنى : اين سببيت مجعول شارع نيست ، بلكه انتزاع ذهن ماست .
به عبارت ديگر :
اين اسباب حقيقت ندارند تا اينكه شما بگوييد داراى حقايق واقعيه و حقايق ظاهريه هستند ، آنچه حقيقت دارد احكام خمسه است .
ثانيا : سلّمنا كه ما بپذيريم كه شارع يك سرى امورى سبب قرار داده است براى يك سرى از امور ديگر و لكن اينكه اين اسباب داراى حقايق واقعيه و حقايق ظاهريه باشند حرف غير قابل قبولى است ، چرا ؟
زيرا هريك از اين اسباب شرعيه داراى يك حقيقت هستند به نام حقيقت واقعيه .
بنابراين :
آنچه را كه شما غير از حقايق واقعيه مىبينيد ، طريق الى الواقع هستند . بدين معنا كه شارع مقدس چيزى را در واقع سبب قرار داده است ، حال :
1 - گاهى ما به اين سبب واقعى علم پيدا مىكنيم منتهى از طريق اجتهاد .
2 - گاهى نيز از طريق تقليد آن را به دست مىآوريم .
و لذا اينگونه نيست كه ما هرآنچه را از طريق اجتهاد و تقليد به دست مىآوريم ، حقيقت ظاهريه باشد در برابر حقيقت واقعيه .
جناب شيخ بفرماييد آيا وقتى سبب حاصل شود ، مسبّب نيز حاصل مىشود يا نه ؟
بله ، در صورتى كه سبب حاصل شود ، مسبّب هم حاصل مىشود ، و لذا اگر سبب حاصل نشود ، مسبّب هم حاصل نمىشود .
مرادتان از اين مطلب چيست ؟
اين است كه : شما عالم باشيد و يا جاهل باشيد ، مجتهد باشيد و يا مقلّد باشيد ، اجتهاد شما قبل از انجام عمل حاصل شود و يا مقارن با انجام عمل واقع شود و يا اينكه مدّتى پس از انجام عمل واقع شود ، تأثيرى در حصول مسبّب ندارد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٥٦