تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
چرا بنا بر احتمال سوم راه عقاب ندارد ؟ زيرا : 1 - آن‌وقتى كه نماز يا روزه و يا حج را ترك كرده ، امر نداشته است ، به خاطر اينكه بر اساس احتمال سوّم ، آدم جاهل امر و نهى ندارد . 2 - و آن‌وقتى كه ترك تعلّم كرده ، واجبات موقّته‌اى همچون ، حج و صيام به دليل عدم استطاعت و يا نرسيدن ماه رمضان واجب نبوده تا بگوييم عقابش از زمان ترك تعلّم شروع شده ، بلكه در وقت خودش واجب مىشوند . يعنى : آن زمانى كه او ملتفت بود كه در اسلام واجبات و محرّماتى وجود دارد ، برخى از اين واجبات به جهت اينكه موقّته و يا معلّقه و يا شرط به دخول وقت و يا استطاعت‌اند به او تعلّق نگرفته بود . بنابراين : نمىتوان گفت كه چون امروز ، روزه نگرفت ، عقابش مربوط مىشود به زمان ترك تعلّم ، مثلا يك سال پيش . و لذا : بنا بر احتمال سوم كه عقاب به خاطر مخالفت واقع است و لكن تاريخ استحقاقش از زمان ترك تعلّم است ، راه عقابى براى جاهلى كه واجبات موقّته را در زمان خودش انجام نداده وجود ندارد . 1 - نه در حين مخالفت ، چون امر و نهىاى براى او نيست ، 2 - و نه در حين ترك تعلّم . چرا كه زمان ترك تعلّم شامل واجبات موقّته نمىشود . يعنى : ما قصد لم يقع و ما يقع لم يقصد . پس : بنا بر احتمال سوم بايد بگويند : جاهل مقصّرى كه واجبات موقّته را ترك كرده عقاب ندارد ، و حال آنكه هيچ‌كس ملتزم به چنين حرفى نيست . و لذا بايد به همان احتمال اوّل متوسّل شده بگويند : جاهل مقصّر از همان ابتدا ، امر و نهى دارد و در صورت مخالفت با اين امر و نهى عقاب مىشود . جناب شيخ پس تكليف صاحب مدارك چه مىشود كه احتمال سوم در قول ايشان با احتمال سوم در قول مشهور يكى شد ؟ او نيز ناگزير است كه همچون مشهور از احتمال سوم بگذارد و به احتمال اوّل در قول خودش تمسّك كند كه تعلّم در آن واجب نفسى است و كارى به مخالفت با واقع ندارد . يعنى : مكلّف بايد برود و احكام شرعيّه‌اش را بياموزد ، و الّا ، مستحق عقاب است . جناب شيخ آيا راه ديگرى براى استحقاق عقاب جاهل به خاطر ترك موقّتات وجود ندارد ؟