چرا بنا بر احتمال سوم راه عقاب ندارد ؟
زيرا :
1 - آنوقتى كه نماز يا روزه و يا حج را ترك كرده ، امر نداشته است ، به خاطر اينكه بر اساس احتمال سوّم ، آدم جاهل امر و نهى ندارد .
2 - و آنوقتى كه ترك تعلّم كرده ، واجبات موقّتهاى همچون ، حج و صيام به دليل عدم استطاعت و يا نرسيدن ماه رمضان واجب نبوده تا بگوييم عقابش از زمان ترك تعلّم شروع شده ، بلكه در وقت خودش واجب مىشوند . يعنى :
آن زمانى كه او ملتفت بود كه در اسلام واجبات و محرّماتى وجود دارد ، برخى از اين واجبات به جهت اينكه موقّته و يا معلّقه و يا شرط به دخول وقت و يا استطاعتاند به او تعلّق نگرفته بود .
بنابراين : نمىتوان گفت كه چون امروز ، روزه نگرفت ، عقابش مربوط مىشود به زمان ترك تعلّم ، مثلا يك سال پيش .
و لذا : بنا بر احتمال سوم كه عقاب به خاطر مخالفت واقع است و لكن تاريخ استحقاقش از زمان ترك تعلّم است ، راه عقابى براى جاهلى كه واجبات موقّته را در زمان خودش انجام نداده وجود ندارد .
1 - نه در حين مخالفت ، چون امر و نهىاى براى او نيست ، 2 - و نه در حين ترك تعلّم .
چرا كه زمان ترك تعلّم شامل واجبات موقّته نمىشود .
يعنى : ما قصد لم يقع و ما يقع لم يقصد .
پس : بنا بر احتمال سوم بايد بگويند : جاهل مقصّرى كه واجبات موقّته را ترك كرده عقاب ندارد ، و حال آنكه هيچكس ملتزم به چنين حرفى نيست .
و لذا بايد به همان احتمال اوّل متوسّل شده بگويند : جاهل مقصّر از همان ابتدا ، امر و نهى دارد و در صورت مخالفت با اين امر و نهى عقاب مىشود .
جناب شيخ پس تكليف صاحب مدارك چه مىشود كه احتمال سوم در قول ايشان با احتمال سوم در قول مشهور يكى شد ؟
او نيز ناگزير است كه همچون مشهور از احتمال سوم بگذارد و به احتمال اوّل در قول خودش تمسّك كند كه تعلّم در آن واجب نفسى است و كارى به مخالفت با واقع ندارد .
يعنى : مكلّف بايد برود و احكام شرعيّهاش را بياموزد ، و الّا ، مستحق عقاب است .
جناب شيخ آيا راه ديگرى براى استحقاق عقاب جاهل به خاطر ترك موقّتات وجود ندارد ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 250
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٥٠